محمد مهدى ملايرى

122

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اصول علمى و روشهاى هنرى كه ايرانيان در دورانهاى قديم براى راه‌يابى به چنان شيوه يا شيوه‌هائى به كار مىبسته‌اند دست يابد زيرا اين خردپذير نيست كه چنان نظامى دقيق در چنان دورانى طولانى در چنان قلمروى گسترده همچنان فعّال و مورد استفاده باشد ولى بر پايه معرفتى صحيح و اصول و قواعدى ثابت استوار نباشد . بازتابهائى هم كه از آن نظام در تاريخ‌ها و منابع معتبر قديم منعكس شده و آثارى كه از آن بر جاى مانده جز اين را نمىرسانند . و مراد از پايه‌هاى علمى نظام آبيارى هم در اين‌جا همين اصول و قواعد ثابت است . مقنّيان در وضع موجود و از آنجا كه مقنّيان و كسانىكه بر طبق سنّت قديم با آب و آبيارى سروكار دارند در وضع موجود مهارتهاى لازم را در حرفهء خود از راه تجربه‌هاى عملى و به اصطلاح زبان به زبان به دست مىآورند نه از راه درس و كتابت كه معمولا نه خود با آن آشنا هستند و نه چنين نوشته‌هائى در اختيار دارند . و اين امر ممكن است اين توهّم را پديد آورد كه شايد وضع موجود امتداد طبيعى وضع قديم آن است كه همواره بدين‌صورت و از قلمرو علم و كتابت بر كنار بوده است . و دلائل موجود كه پس از اين بدانها اشاره خواهد شد نه‌تنها چنين توهمى را تأييد نمىكند بلكه خلاف آن را مىرساند ، از اين‌رو شايد مناسب‌تر آن باشد كه براى پرهيز از شتاب در داورى وضع موجود را نه همچون يك امتداد طبيعى از وضع قديم آن بلكه همچون عارضه‌اى به يادگار مانده از يك دوران جهل و بىخبرى كه قرنها بر اين مرزوبوم سايه افكنده و هنوز هم از بسيارى جاها سايه برنچيده است به حساب آورد و براى وصول به نتيجه‌اى نزديك‌تر به واقع به بررسى همه‌جانبهء آن پرداخت . نوشتهء ابو ريحان اين‌كه مردمى در اثر عواملى زيان‌كار و ويران‌گر از دوران علم و آگاهى و نوشته و كتابت با كندى يا شتاب به دوران جهل و بىسوادى بيفتند در تاريخ نه بىسابقه است و نه كم‌نظير . شايد بهترين و روشن‌ترين نمونهء آن را در نوشتهء ابو ريحان بيرونى بتوان يافت و آن‌هم در جائى