محمد مهدى ملايرى

111

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

قبيل بستن سدها و بندها و كندن آب‌راههاى بزرگ و تعمير خللهائى كه در آنها روى مىداده در ايران از قديمىترين زمان تا هنگامى كه اين منطقه به اعراب مسلمان منتقل شده برعهده دولت بوده ، و از وقتىكه آب به روستاها مىرسيده هزينهء آن از كندن جوىها و ديگر امورى كه براى استفاده از آب ضرورى بوده و همچنين مراقبت از آن را روستائيان بر عهده داشته‌اند . و ظاهرا اين سنتى بوده است بسيار قديمى . در بخشى از خطبه‌اى منسوب به منوچهر كه در سنت‌هاى ايرانى نقل مىشده و طبرى آن را آورده است در اين زمينه چنين آمده است : « با رعيت با انصاف رفتار كنيد از شكستهائى كه در رودها حادث مىشود آنچه هزينه آن با سلطان است پيش از آنكه آن شكست‌ها و رخنه‌ها زياد شود به اصلاح آن بپردازيد و آنچه هزينهء آن بر رعيت است و از پرداخت آن عاجز مانند از بيت المال به آنها وام دهيد و اگر در هنگام خراج نتوانستند همه آن را بپردازند به اقساط از آنها بستانيد كه بر آنها اجحاف نشود و بر آنها تحميل نباشد » « 1 » . روشن‌تر از اين در دوران بعدتر و زمان قباد و انوشيروان روايت نسبة مفصلى است كه ياقوت از يك راوى كه مورد اعتمادش بوده به نام يزيد بن عمر الفارسى دربارهء وضع سواد يا دل ايران‌شهر در زمان ساسانيان و استانهاى دوازده‌گانه و تسوهاى شصت‌گانه آنجا و علت نام‌گذارىهاى آنها نقل كرده است كه بخشى از آن در گفتارى دربارهء ايران‌شهر گذشت . در آن روايت شرحى هم دربارهء اصلاحات مالى و خراجى ايران كه در زمان قباد پدر انوشروان آغاز شده بود آمده كه در اين‌جا تنها به آنچه از آن روايت به نظام آبيارى و خراج كشاورزان بازمىگردد اشاره مىشود . به موجب اين شرح تمام هزينهء عمرانى كشور و آنچه براى كندن رودها و نهرها و ايجاد تأسيسات آبيارى و تعمير سدها و بندهاى دو رود فرات و دجله و شاخه‌هاى آنها هزينه مىشده است بر عهدهء خزانهء دولت بوده « 2 » .

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 440 . ( 2 ) . معجم البلدان ، 3 / 177 .