محمد مهدى ملايرى
101
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
رفاه زندگى آنها باشد به او گزارش كنند . آنها نيز چنين كردند و به مشورت نشستند و هريك نظر خويش بيان داشتند و سرانجام همه بر يك نظر همداستان شدند و خراج را تنها بر هفت محصول اساسى ، كه عبارت بود از گندم و جو و برنج و يونجه و انگور و خرما و زيتون ، نهادند . و ديگر فرآوردههاى كشاورزى از انواع سبزيجات و دانهها و ميوهها را از خراج معاف داشتند ، و بر اين هفت محصول هم خراجى بدينگونه نهادند : بر هرجريب زمين گندم يا جو يك درهم ، و بر هرجريب تاكستان هشت درهم و بر هرجريب يونجهزار هفت درهم و بر نخلستانها از هرچهار نخل فارسى و هرشش نخل دقل ( نوع پستتر ) يك درهم . و بر زيتونكارىها از هرشش درخت زيتون يك درهم . و براى ماليات سرانه هم به جز دودمانهاى قديمى ( اهل البيوتات ) و بزرگان و سپاهيان و هيربدان و دبيران و كارمندان كه از ماليات معاف بودند براى بقيه مردم به نسبت وضع مالى آنها كه از اين لحاظ به چهار طبقه تقسيم شده بودند ، در فاصله سنى بين 20 تا پنجاه سالگى به ترتيب طبقات از بالا به پائين ساليانه 12 و 8 و 6 و 4 درهم تعيين شده بود . اين صورتى بود كه از طرف اين هيئتها به انوشروان تسليم شد و او هم همانها را امضاء كرده و دستور اجراى آن را داد كه ساليانه در سه قسط وصول نمايند و اين را همداستانى ناميدند كه در مآخذ عربى « الامر المتراضى » ترجمه شده است . طبرى پس از تفصيل آنچه در اينجا خلاصه شد گويد : و اين همان نهادهائى است كه عمر بدان اقتدا كرد و به همانگونه عمل نمود جز اينكه او بر هرجريب زمين غير مزروعى هم خراجى به تناسب آن وضع نمود ، و همچنين بر خراج هر جريب گندم و جو ، يك تا دو قفيز گندم براى سپاهيان افزود . و به خصوص در عراق بر خلاف آنچه انوشروان نهاده بود گامى برنداشت و هرآنچه او از خراج مردم كاسته بود عمر هم كاست . « 1 » * * *
--> ( 1 ) . طبرى 1 / 960 - 963 .