محمد مهدى ملايرى
99
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بود كه در پناه آن اهل علم و فكر از آزادى بيشترى در اظهارنظرهاى خود برخوردار بودند . فتواى علماى ماوراء النهر و عمل امير سامانى ازآنرو نقطهء عطفى در تاريخ زبان فارسى شمرده مىشود كه توهّم بىاساسى را كه در اذهان رسوخ يافته بود و در اثر القاءات مكرر مىرفت كه به صورت سنّتى پايهدار و اسلامى درآيد و قلمرو زبان فارسى را از آنچه كه بود تنگتر سازد درهم شكست و راه زبان فارسى را در علوم قرآنى و انواع معارف اسلامى باز كرد ، و موانع را تا حدّى از جلو آن برداشت و همين روش خردمندانه بود كه باعث گرديد تا زبان فارسى ، گذشته از شعر و ادب كه در آن دوران رونقى بهسزا يافته بود و رو به كمال داشت ، با بار اسلامى خود نيز همچنان ببالد و اسلام را ، هم در قلمرو بسيار وسيع خود بگستراند و هم آن را با خود به سرزمينهاى دوردست چين و خاور دور ببرد ، و در آنجاها بشناساند ، كه خود فصلى بديع در تاريخ اسلام در قلمرو زبان فارسى است كه در جاى خود به تفصيلى كه درخور آن است دربارهء آن سخن خواهد رفت . فصلى ديگر از سرگذشت زبان فارسى اين يك فصل بود از سرگذشت زبان فارسى در مطالعات اسلامى ، ولى ديرى نپائيد كه رفتهرفته فصل ديگرى در آن آغاز شد كه براى آن چندان مساعد نبود . زيرا به همان نسبت كه حكومت خاندانهاى ايرانى و بهويژه دولت سامانيان از اين مناطق سايه برمىچيد و بهجاى آنها حكومت تركان سايه مىافكند ، زبان فارسى هم بهتدريج قدر و اعتبار خود را در نزد آنان كه به حاكمان پيوسته بودند ، از دست مىداد . زيرا در اين دوران زبان فارسى حاميانى از آنگونه كه در دورهء سامانيان داشت نمىيافت ، و بههمينسبب هنگامى كه در دولت غزنويان احمد بن حسن ميمندى وزير آن دولت ديوان دولت را كه در زمان سلف او ابو العباس اسفراينى به