محمد مهدى ملايرى

94

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مكتوب در ميان است از زبان عربى و تأليف و تدوين در آن است ، و از زبان فارسى هم تنها هنگامى سخن مىرفته كه يا نوشته‌اى از آثار پيش از اسلام آن به زبان عربى ترجمه شده باشد « 1 » يا شيوه‌اى از شيوه‌هاى بيانى و بلاغى آن در نوشته‌هاى عربى به‌كار رفته باشد « 2 » . و به‌ندرت نشان از كتاب يا نوشته‌اى به زبان فارسى مىتوان يافت كه در همين قرنهاى نخستين تأليف شده باشد « 3 » . تدوين علوم و معارف اسلامى به زبان عربى و ادامهء آن طى چند قرن كم‌كم اين رويه را به صورت سنتى درآورده بود كه گوئى عدول از آن ناروا مىنموده است . مسلما آن پديده‌اى كه آن را تعريب اسلام خوانده‌اند و از يادگارهاى دوران اموى بود ، يعنى القاء اين توهم در اذهان كه عرب و اسلام تفكيك ناپذيرند و اسلام را هم جز در زبان عربى نمىتوان فهميد در تثبيت زمينه‌هاى فكرى اين امر بىاثر نبوده است . از اين توهّم نمونه‌هاى بسيارى مىتوان در تاريخ همين دوران يافت . مثلا در رويدادهاى سال 66 هجرى مىخوانيم ؛ هنگامى كه سپاهيان شام به سركردگى شخصى به‌نام ربيعة بن المحارق در سرزمين موصل با سپاهيان مختار بن ابى عبيد ثقفى به سركردگى يزيد بن انس به هم برخوردند ، و براى جنگ با هم به صف‌آرائى پرداختند ، سركردهء سپاه شام سپاهيان مختار را براى اين‌كه در چشم سپاهيان خود خوار و بىمقدار نمايد بدين‌گونه به لشكريان خود معرفى كرد : « اى مردم شام شما با بردگان فرارى و كسانى مىجنگيد كه از اسلام برگشته‌اند و عربى

--> ( 1 ) - مانند فهرستى كه ابن نديم در كتاب الفهرست از اين‌گونه كتابها آورده ، در صفحات 118 و 244 و 314 و جاهاى ديگر . ( 2 ) - مانند آنچه ابو هلال عسكرى در الصناعتين ص 51 از اثر بلاغت فارسى در منشآت عبد الحميد نقل كرده : - الصناعتين ، ص 51 . ( 3 ) - و ازآن‌جمله كتاب بهافريد فردينان كه به نقل ابو ريحان بيرونى آن را به فارسى تأليف كرده بود ( الآثار الباقية ، ص 210 ) و ابو ريحان آن را از فارسى به عربى برگردانده بود ( الآثار الباقية ، ص 211 ) و زمان تأليف آن سال 129 هجرى و به احتمال كمتر سال 130 هجرى بوده است چون بهافريد جنبش خود را در سال 129 هجرى آغاز كرد و در سال 130 هجرى كشته شد .