محمد مهدى ملايرى
73
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ديگرى بنام « كتاب تاج و آنچه پادشاهان ايران بدان فال زدهاند » برخوردهاند ، و در كتاب « عيون الاخبار » ابن قتيبه هم قطعاتى از كتابى بنام « كتاب تاج » يافتهاند ، و كتاب ديگرى را هم در عربى بنام « كتاب تاج » در اخلاق پادشاهان شناختهاند كه به جاحظ نسبت داده شده ، و گمان بردهاند كه همهء اين چهار عنوان نام يك كتاب و يا نسخههاى متعدّد از يك كتاب بوده است . درصورتيكه حقيقت امر چنان كه آقاى دكتر محمّدى در اين كتاب در يك بحث مفصّل كه دلالت بر قدرت تحقيق و ژرفبينى ايشان دارد باز نمودهاند ، اين است كه اين چهار عنوان هريك نام كتابى جداگانه و مستقل بوده كه هم از نظر هدف و هم از نظر روش و هم از نظر زمان تأليف با هم اختلاف داشتهاند ، هرچند از نظر زمينهء كلّى و نوع مطالب همه از يك دسته محسوب مىگردند . بنابراين كتاب تاج نام كتاب مخصوصى نيست ، بلكه نام عمومى دستهاى از كتابها است كه براى پادشاهان ساسانى تأليف مىگرديده و مشتمل بر نوع خاصّى از علوم و معارف هم نبوده ، بلكه تمام مطالبى را شامل مىشده كه ارتباطى با امور سلطنت مىداشته يا بطريقى به پادشاهان و زندگى رسمى و خصوصى آنان مىپيوسته است . و نمونهء اين دسته از كتابها تا آنجا كه ما اطّلاع داريم و اثرى از آنها بدست ما رسيده همين چهار كتابى است كه همه يا قسمتى از آنها به عربى ترجمه شده بوده ، و در اين كتاب مورد تحقيق قرار گرفته و معرّفى شده است . آييننامه نيز عنوان عامى بوده كه اختصاص به كتاب واحدى نداشته و بر دستهاى از كتابها و رسالهها اطلاق مىشده كه دربارهء قواعد و رسوم و قوانين فن يا علم يا حرفهاى تأليف مىيافته و شامل دستور العملها و امورى بوده است كه در آن علم يا فن عايت آنها يا اجتناب از آنها را ضرورى مىشمردهاند ، يا سنتهائى كه عمل بدانها را لازم مىدانستهاند و از اين دسته از كتابها نيز قسمتى بما رسيده است . از ميان ما كيست كه اين عبارت موجز و جامع اديب عرب ابو عثمان جاحظ را نخوانده باشد كه در