محمد مهدى ملايرى

7

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

خويش ، اشتباه كرد . بافت اجتماعى و فرهنگى مردم ايران بر پايه‌هايى استوار بوده كه از دوران خود آن مردم و ويژگىهاى طبيعى و موقع جغرافيايى سرزمينى كه در آن مىزيسته‌اند و از تاريخ كهن ايشان مايه مىگرفته ، و ريشه‌هاى پيوند همهء ساكنان پراكندهء اين سرزمين گسترده هم همواره در خصايل ملى و ويژگىهاى فرهنگى و تاريخى آن‌ها نهفته بوده است . بىگفت‌وگو است كه در دوره‌هايى كه اين مردم از درون خود و برخاسته از فرهنگ خويش مردانى آگاه و توانا يافته و دولت‌هايى جامع و فراگير پىافكنده‌اند ، خصايل ملى و فرهنگى ايشان هم جلوه و جلايى روشن‌تر و گسترشى بيشتر داشته ، ولى چنان نبوده است كه در غيبت چنان دولت‌ها و چنان دولتمردانى فرهنگ و تمدّن ايشان هم از پويش و تحرّك بازمانده يا سير تاريخى آن متوقّف شده باشد . تاريخ كهن اين سرزمين از دوره‌هاى نامساعدى كه پيش از اين دوران مورد گفت‌وگو بر اين مرزوبوم گذشته يادگارهاى برجسته‌اى از كارايى نيروهاى درونى جامعهء ايرانى در خود نهفته دارد . در اين دوران هم كه در اين كتاب مورد گفت‌وگو است ، جامعهء ايرانى همان جامعهء كهنسالى بود كه همهء آن نيروها را در خود ذخيره داشت ، و اگر قدرت سياسى خود را از دست داده بود نيروهاى درونى و جاذبه‌هاى فرهنگ و تمدّن آن پابرجا بود . تمدّن و فرهنگى كه جامعهء اسلامى هم كه ايرانيان خود يكى از اركان مهم آن شده بودند بدان نياز فراوان داشت ، و براى راه بردن دولت نوپاى خود نه از دست‌آوردهاى دولت‌هاى گذشتهء اين سرزمين بىنياز مىتوانست بود و نه از تجارب مردم كارآزمودهء آن چشم‌پوشى مىتوانست كرد . هنگامى كه اعراب مسلمان بر مدائن ، پايتخت دولت ساسانى دست يافتند و بر همهء عراق كه در آن هنگام استان مركزى ايران بود و دل ايرانشهر خوانده مىشد « 1 » مسلّط شدند و ديوان خراج و مجموعهء نظام مالى ايران را در اختيار

--> ( 1 ) - ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 5 ، قدامة بن جعفر ، نبذ من كتاب الخراج المسالك ، ص 234 .