محمد مهدى ملايرى
62
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پسازاين در كتاب اين مطلب مورد تحقيق قرار گرفته كه چگونه ادبيّات فارسى و عربى هردو با انتشار اسلام و گسترش آن دستخوش تحوّل گرديدند و رنگ و رونقى ديگر يافتند و به طبيعت جديدى در آمدند . در اين دوران حلقههاى ارتباط ايرانيان و اعراب تنگتر گرديد و براى مترجمان فرصت و امكان آن فراهم آمد تا آنچه را كه توانستند از ادبيّات فارسى به زبان عربى ترجمه نمايند و تعاليم و فلسفه اسلامى و هدفها و انديشههاى عربى را هم به زبان فارسى درآورند . در اين مبحث نام عدّهء بسيارى از مترجمان بيش از آنچه در فهرست ابن نديم ذكر شده آمده است كه آثار ادبى فارسى را از زبان فارسى پهلوى به عربى نقل كردهاند . ( 3 ) [ تحقيقات مؤلّف دربارهء ارتباط جنبشهاى ادبى با . . . ] تحقيقات مؤلّف دربارهء ارتباط جنبشهاى ادبى با جنبشهاى سياسى بديع است . در اين تحقيقات عواملى كه تحت تأثير آنها ادبيّات فارسى در هر دوره از دورههاى تاريخى خود به رنگى خاص جلوهگر شده و همچنين تفاوت بين دورههاى پيش از اسلام و پسازآن و دوران صفوى به خوبى روشن گرديده و بهخصوص اثر خراسان در نزديكى ادبيّات فارسى و عربى ، تا آن حدّ كه بسيارى از علما و ادباى ايران زبان عربى را مورد توجّه و اهتمام خويش قرار دادند و ادبيّات عرب را بديدهء تجليل و احترام نگريستند و مؤلفات خود را به زبان عربى تأليف كردند ، واضح گشته و بهخوبى ديده مىشود كه نسبت خدمات آن دانشمندان به زبان عربى همچون نسبت ريشه به تنهء درخت است . و در اين فصل است كه برخورد دو ادب فارسى و عربى و پيوستگى آنها به صورت بسيار دلانگيزى بر مبناى تحقيقات و حقايق علمى بيان شده است . ( 4 ) [ در اين كتاب مباحث ديگرى هم دربارهء تاريخ فرهنگ و . . . ] در اين كتاب مباحث ديگرى هم دربارهء تاريخ فرهنگ و ادب ايران