محمد مهدى ملايرى
54
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
عربى معاصر زبانى است ملّى و قومى متعلّق به مردمى كه به اين زبان مىگويند و مىنويسند و احساس و انديشهء خود را با آن بيان مىكنند ، و زيستگاه آنان هم رقعهء گستردهاى از آسياى غربى و افريقاى شمالى در كشورهائى است كه به نام كشورهاى عربى خوانده مىشوند . و در اين زمان رابطهء آن زبان با زبان فارسى كموبيش همانند رابطهء زبان فارسى با زبانهاى خارجى است . ولى در دورانى كه در اين كتاب مورد گفتوگو است يعنى در دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى وضع آنچنين نبوده است . در آن دوران سرزمين عرب به همهء اين سرزمينها اطلاق نمىشده و قوم عرب هم همهء اين مردم را دربر نمىگرفته و زبان عربى هم در حدّ علم و كتابت كه در اين مطالعات مطرح است منحصر به قوم عرب نبوده است . در آن دوران سرزمين عرب تنها به سرزمينى گفته مىشده كه آن را در فارسى عربستان و در عربى جزيرة العرب مىخوانند و حدّ و مرزهاى آن هم در كتابهاى جغرافيائى قديم مشخّص است . و عرب هم تنها به ساكنان آن سرزمين و قبايل وابسته به آنجا گفته مىشد . مردمى كه امروز خارج از اين سرزمين از اعراب بشمار مىروند غالبا مردمى هستند كه سرزمين آنها در دوران فتوحات عربى اسلامى از سوى اعراب و مسلمانان گشوده شده ، خود آنها به اسلام گرويده و زبانشان هم بتدريج به عربى يا لهجههائى از آن تبديل يافته است . اين سرزمينهاى عربى شده عموما در غرب عربستان و در شمال آن واقع بوده و غالبا از مستملكات روم يا از اقوام محلّى افريقا به تصرّف اعراب درآمده بوده ، و تنها جائى كه در شرق عربستان از قلمرو ايران شهر قديم جزء سرزمينهاى عربىزبان شده سرزمين عراق بوده است كه با آنكه قرنها با نام سورستان و دل ايرانشهر پايتخت دولت ايران بوده ، ولى چون در مجاورت صحرا قرار داشته و از نخستين سالهاى يورش اعراب به شرق ، دو هجرتگاه مهمّ بصره و كوفه هم در آنجا بهعنوان دو پايگاه براى قبائل اعراب كه به داخل ايران مىكوچيدند برپا شده بود ، و در دوران عبّاسى هم بيش از پانصد سال پايتخت آن دولت بود ، رفتهرفته زبان آنجا و بهخصوص در قسمتهاى غربى و جنوبى آن به عربى گرائيد