محمد مهدى ملايرى

45

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

گرفته و واسطهء آن هم غالبا خود ايرانيان بوده‌اند ، بنابراين طبيعى بوده است كه تا وقتى خلافت اسلامى از دست حاكمان اموى كه سخت درگير تعصّبهاى قومى و جاهلى بوده‌اند خارج نشده ، و مركز خلافت از شام به سرزمين ايران انتقال نيافته ، و تا حدّى شكل اسلامى به خود نگرفته ، و ادارهء امور خلافت به دست كسانى از ايرانيان نيفتاده كه هم اسلام را با ديدى بازتر و جهانىتر مىنگريسته‌اند و هم با فرهنگ و تمدّن گذشتهء اين سرزمين آشنائى بيشترى داشته‌اند ، و به قدر و قيمت آن فرهنگ براى راه بردن دولت و جامعهء جديد واقف بوده‌اند ، اين تحوّل جامهء عمل نپوشيده است . و چون اين پديدهء تاريخى در پرتو مقايسه و سنجش دوره‌هاى تاريخى ادبيّات فارسى و عربى بررسى مىشد ، اين نتيجه به‌دست مىآمد كه دوران انقطاع در ادبيّات فارسى كم‌وبيش مقارن است با دوران پيشرفت و شكوفائى در ادبيّات عربى . و چون اين سنجش در زمينهء كلّى تاريخ و فرهنگ اسلامى آن دوران كه ايرانيها و عربها همه در آن شريك بوده‌اند قرار مىگرفت اين دو دورهء متفاوت در ادبيّات فارسى و عربى منطبق با دورانى از تاريخ فرهنگ و تمدّن اسلامى مىشد كه در آن در اثر گرايش اسلامى ايرانيان ، دانشمندان و اهل فكر و قلم اين سرزمين با تمام وجود به دين نويافتهء اسلام و زبان عربى آن روى آورده و رفته‌رفته توش و توان و هوش و خرد خود را از آيين كهن خويش برگرفته و در خدمت اين آيين نو گذارده‌اند . و گرچه اين امر را در ظواهر تاريخهاى اين دوران كه همهء رويدادهاى تاريخى را در شكل عربى آن مىنمايانند نمىتوان به وضوح يافت ، ولى اين را مىتوان به وضوح دريافت كه در همهء رشته‌هاى علوم و معارف عصر كه در اين دوران به زبان عربى ترجمه يا در آن كتابهائى تأليف شده از علوم لغوى و ادبى گرفته تا معارف شرعى و اسلامى و ديگر دانشها ، همچون رياضى و نجوم و موسيقى و فنون دبيرى و نويسندگى و حتّى شعر و شاعرى - در زمينه‌هاى تجدّد و نوآورى آن - غالبا دانشمندانى در صف اوّل بنيادگذاران و مبتدعان و مبتكران اين علوم و فنون قرار گرفته‌اند كه در اصطلاح اعراب آنها را موالى خوانده‌اند ،