محمد مهدى ملايرى
357
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
« دورهء انتقال تمدن و فرهنگ ملت ايران است از عصرى با ويژگىهاى خاص خود به عصر ديگرى كه در آن در اثر برخورد با عوامل ديگر ، و در مسير تحول تدريجى و تاريخى خود ، ويژگىهاى ديگرى هم يافته است » . « 1 » او نظر كسانى كه تاريخ ايران را به دورهء پيش از اسلام و دوران اسلامى تقسيم مىكنند و مىپندارند كه « ديوارى آن دو را از هم جدا ساخته و آنچه در آن سوى ديوار بوده ، نابود و منقرض گشته و آنچه در اين سوى ديوار است نوظهور و نويافته است » . « 2 » پندارى نادرست مىداند كه با واقعيات تاريخى ناسازگار است و تأكيد مىكند كه : « زوال قدرت ساسانيان را نبايد با زوال ملت ايران ، به عنوان ملتى كهن و قائم به فرهنگ و تمدن خويش اشتباه كرد » . « 3 » بخش اول كتاب با عنوان « داستان اين كتاب » در حقيقت طرح نظرات مؤلف است با بيان علتها و ارائه دليلها ، كه خود ، نظريههاى جديدى در لزوم فرهنگپذيرى و شرايط اين پذيرش در برخوردهاى فرهنگى و مقتضيات اجتماعى و اعتقادى است . او با بيانى ساده اما در كمال دقت و ژرفنگرى اثبات مىكند كه ايران جامعهء كهنسالى بود كه نيروهاى لازم را در خود ذخيره داشت و اگر « دقت سياسى خود را از دست داده بود نيروهاى درونى و جاذبههاى فرهنگ و تمدن آن پابرجا بود . تمدن و فرهنگى كه جامعهء اسلامى هم كه ايرانيان خود يكى از اركان مهم آن شده بودند بدان نياز فراوان داشت و براى راه بردن دولت نوپاى خود ، نه ، از دستآوردهاى دولتهاى گذشتهء اين سرزمين بىنياز مىتوانست بود و نه از تجارب مردم كارآزمودهء آن چشمپوشى مىتوانست كرد » . « 4 » در اين بخش از نقش دهقانان كه در حقيقت ركن اصلى و استخوانبندى تركيب جامعهء ايران بودند ، سخن مىرود و خاطرنشان مىشود كه تعهد اين طبقه در پرداخت خراج و ماليات به شيوهء گذشته ، در حقيقت اين امكان را به آنان داد تا رشتهء استوار فرهنگى كه در نظام طبقاتى ايران به دست اين آزادگان بود استمرار يابد و بر كنار آشفتگىهاى زمانه همچنان در درون جامعهء ايرانى به زندگى خود ادامه دهد و با
--> ( 1 ) - تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى ، نوشتهء دكتر محمد محمدى ملايرى انتشارات يزدان ، ج 1 ص 6 . ( 2 ) - همانجا ص 7 . ( 3 ) - همانجا ص 8 . ( 4 ) - همانجا ، ص 8 .