محمد مهدى ملايرى

341

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

فروة بن مسيك رئيس قبيلهء مراد هم كه قيس او را بيرون كرده و خود جاى او را گرفته بود به او پيوست . عمرو بن معديكرب ، يعنى يكى از مرتدان بزرگ آن منطقه كه مدّتها با قيس همدست و همداستان مىبود ولى اكنون از او بريده بود نزد مهاجر آمد . مهاجر او را در بند كرد و چون قيس هم از توان جنگى افتاده بود او را هم گرفت و در بند كرد و آن هر دو را نزد خليفه فرستاد تا آنها را به كيفر اعمالشان برساند ، و بازماندهء سواران عنسى را هم كه در اين ناحيه همچنان به تباهكارى مشغول بودند تارومار كرد . و گروهى از آنها را هم كشت . و پس از اين‌ها به صنعاء درآمد . و چون خليفه به او نوشت كه از كارگزارى يمن و حضرموت يكى را قبول كند ، او يمن را برگزيد و از اين تاريخ يمن داراى دو فرمان‌روا شد : يكى فيروز ديلمى و ديگر مهاجرين ابى اميّه نمايندهء خليفه . « 1 » از شگفتيهاى تاريخ شگفتيهائى كه در عنوان اين گفتار ذكر شد و در اين‌جا دربارهء آنها توضيحى خواهد آمد ، از نوع شگفتيهائى است كه برخى از محقّقان گذشته و معاصر هم كم‌وبيش در تاريخ اسلام و زبان عربى با آنها برخورد كرده و گاهى به آنها هم اشاره كرده‌اند . شگفتيهائى كه در اصل از گرايش اسلامى ايرانيان سرچشمه مىگرفته ولى چون معمولا در توجيه يا تعليل رويدادهائى كه با اين امر ارتباط مىيافته به اين پديدهء تاريخى توجّه نمىشده ازاين‌رو آن رويدادها شگفت به‌نظر مىرسيده‌اند . ابن خلدون از محقّقان قديم اين را از شگفتيهاى تاريخ نوشته كه در جهان اسلام با آنكه اسلام دينى بوده است كه از ميان اعراب برخاسته ، پيغمبر اسلام عرب بوده و زبان قرآن هم عربى است ، بااين‌حال پرچمداران علم در آن بيشتر ايرانيانند نه اعراب . وى با اين‌كه علّتهاى طبيعى و عمرانى و اجتماعى و حضارى اين امر را هم شرح داده باز آن را با عبارت « من الغريب الواقع » يعنى از رويدادهاى شگفت ياد كرده . « 2 »

--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 2013 . ( 2 ) - ابن خلدون ، مقدّمه ، ص . 543 .