محمد مهدى ملايرى

328

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نمايندگان پيغمبر در يمن پس از اسلام آوردن باذان ، پيغمبر او را همچنان بر فرمانروائى يمن و همهء قلمرو آن باقى گذاشت . نه از قلمرو فرمان‌روائى او چيزى كاست و نه كسى را با او در فرمان‌روائى آنجا شريك ساخت . و اين وضع در تمام دورانى كه باذان زنده بود همچنان ادامه داشت « 1 » . ولى در سال دهم هجرى كه باذان بدرود زندگى گفته بود آن حضرت پس از حجة الوداع به‌جز صنعاء پايتخت يمن كه فرمان‌روائى آنجا را همچنان براى فرزند باذان به نام شهر واگذاشت و به‌جز ناحيهء همدان كه فرمان‌روائى آنجا را هم براى عامر پسر شهر باقى گذارد ، بقيّهء « مخلاف » هاى يمن را ميان چند تن از اصحاب خود قسمت نمود « 2 » و هر يك را به ناحيه‌اى اعزام فرمود . مخلاف از اصطلاحات خاص يمن است ، و سرزمين هر قبيله‌اى را مخلاف آن قبيله مىناميده‌اند . تقسيمات يمن هم بر پايهء همين مخلافها بوده كه به منزلهء روستا يا كوره يا استان در جاهاى ديگر است . ياقوت در روايتى از ابو معاذ ، مخلاف را بنكرد معنى كرده است . « 3 » مىتوان انگاشت كه اين نامى بوده است كه ايرانيان يمن به مخلاف داده بودند . بنه تا امروز هم در روستاهاى ايران تا آنجا كه به تقسيمات قديم كشاورزى بازمىگردد مفهومى خاص دارد . اين كلمه در عربى به صورت بنك درآمده و به معنى اصل و ريشه به‌كار رفته و از آن فعل تبنّك ساخته شده كه بمعنى در جائى مقيم شدن و ريشه دوانيدن و معادل . فارسى بنه افكندن است « 4 » كه همان بنكرد باشد . از كسانى از اعراب كه در اين سال هريك از سوى پيغمبر به كارگزاران ولايتى از يمن منصوب و به آن ديار گسيل شدند اين‌ها را نام برده‌اند : عبد اللّه بن قيس ابو موسى اشعرى بر ولايت مأرب . خالد بن سعيد بن العاص بر مناطق واقع بين نجران و رمع و زبيد . طاهر بن ابى هالة بر سرزمين عكّ و اشعريين . يعلى بن اميّه بر سرزمين جند . عمرو بن حزم بر نجران . زياد بن لبيد البيّاضى ، و عكاشة بن ثور بن اصغر الغوثى بر سرزمين

--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 1060 . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 1851 . ( 3 ) - معجم البلدان ، 1 / 40 . ( 4 ) - ن . ك . لسان العرب .