محمد مهدى ملايرى

319

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و سياست دولت ايران در آنجا باز نگاه داشتن راههاى بازرگانى مهمّى بود كه از داخلهء صحراى عربستان و سرزمين يمن از شرق به غرب و سپس به شمال مىرفت ، و همچنين حفظ امنيّت كاروانهائى بود كه از آن راهها مىگذشتند و آن هم با همكارى قبايلى از اعراب كه اين كاروانها از قلمرو آنها مىگذشتند ، با پرداخت حق العبور يا به اصطلاح آن زمان حق الخفاره‌اى كه در مقابل آن ، كاروان نه‌تنها از دست‌برد و گزند آن قبيله مصون مىماند ، بلكه حفظ امنيّت آن كاروان از گزند ديگر قبايل هم تا هنگامى كه در قلمرو ايشان مىبود از وظائف آنها به شمار مىرفت ، و به‌همين‌منظور كاروانها در هر قبيله‌اى پيوسته به‌وسيلهء محافظان يا راهنمايانى كه به آنها خفير مىگفتند همراهى مىشدند . و بدين‌ترتيب قبايلى هم كه در مسير اين كاروانها قرار داشتند خود به صورت حلقه‌اى از زنجيرهء اقتصادى اين منطقه درمىآمده‌اند كه از سلامت و امنيّت راههاى آن برخوردار و به حفظ آن علاقه‌مند مىشده‌اند . اين سياستى بود كه از سوى دولت ساسانى در سرزمينهائى از عربستان كه در قلمرو او بود يعنى تمام عربستان جنوبى و نجد و حجاز و ديگر مناطق آن اجرا مىشد ، و از سرزمين يمن هم در آنچه به امر بازرگانى و راههاى آن بازمىگشت همين سياست موردنظر بود . و اين را هم بايد افزود كه براى استحكام و قدرت اين سياست كه به امنيّت تمام صحرا ارتباط مىيافت ، درصورتىكه قبيله‌اى از اين قانون كه بايد آن را قانون صحرا ناميد پا فراتر مىنهاد و كاروانى را مورد هجوم و قتل و غارت قرار مىداد ، از سوى مرزبانان ايرانى به‌سختى كيفر مىيافت ، چنان كه نمونه‌هاى آنها را در شرح برخى از ايّام العرب و ازآن‌جمله در يوم المشقّر كه در گفتار گذشته به اجمال از آن سخن رفت مىتوان يافت . به اين هم بايد توجّه داشت كه در سالهاى سختى و كم‌آبى كه قبايل صحرانشين از لحاظ آذوقه در تنگنا قرار مىگرفتند به‌وسيلهء مرزبانان ايران كمكى دريافت مىداشتند كه آن را ميره مىگفتند . آنچه دربارهء راههاى زمينى عربستان گفته شد دربارهء راههاى دريائى ايران هم در جاهائى كه با سواحل عربستان ارتباط مىيافت نيز مورد عمل بود . اين