محمد مهدى ملايرى
313
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
براى خود شمرده از ماندن در اصفهان چشم پوشيده و آنجا را ترك گفته است . « 1 » حاكم كرمان هم با او برخوردى بسيار اهانتآميز داشته « 2 » و برخورد حاكم طوس هم با او هرچند اهانتآميز نبوده ولى آنچنان هم نبوده كه حكايت از فرمانبردارى بىچون و چراى او كند « 3 » . براز پسر ماهويه مرزبان مرو كه از سوى پدرش ادارهء شهر مرو را بر عهده داشت هنگامى كه يزدگرد به آنجا رسيد و خواست براى ديدن دژ آنجا به شهر وارد شود به اشارهء پدرش از گشودن دروازهء شهر به روى او خوددارى كرد و رفتار خود ماهويه هم با او كه به قتل او انجاميد پوشيده نيست . « 4 » اينها و نظائر اينها كه به اجمال يا تفصيل در تاريخها آمده ، اگر از پيرايههاى مبالغهآميز آنها هم صرفنظر شود باز از وضعى غيرعادى حكايت مىكنند . آيا به راستى هيبت و حرمت سلطنت ساسانيان در چشم و دل كارگزاران و برآوردگان آن دولت آن اندازه از ميان رفته بود كه چنان نافرمانيها و بىحرمتيها را موجب گرديده ، يا هيبت و حرمت شخص يزدگرد بوده كه به سبب ناپايدارى در دفاع از كشور و از برابر دشمن از ميان رفته بوده است ، همانند وضعى كه براى خسروپرويز هم به سبب ناپايدارى او در برابر هراكليوس در دستگرد با سردارانش پيش آمد و به نتايج ناگوارى رسيد ؟ يا اينكه اين سران و سرداران يزدگرد كه در چنين رويدادى موظّف به كمك به او و مقاومت در برابر مهاجمان بودهاند ، براى اينكه از چنين وظيفهاى شانه خالى كنند اين را دستاويزى ساخته بودند و خود سوداهاى ديگرى در سر مىپروراندند كه به گمان ايشان با سقوط يزدگرد به آنها دست مىيافتهاند ؟ بههرحال علّت هرچه بوده ، همهچيز در اين دوران دلالت بر آن دارد كه شيرازهء دولتى كهن بهدست حافظان و نگهبانان خودش از هم گسسته و اوراق دفترش در معرض طوفان حوادث قرار گرفته است .
--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 2875 . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 2876 . ( 3 ) - طبرى ، 1 / 2875 . ( 4 ) - طبرى ، 1 / 2876 ، در حوادث سال 31 هجرى .