محمد مهدى ملايرى

304

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نشانده‌اند . « 1 » شرح جزئيات وقايعى كه در اين روايات و روايات مشابه به ذكر كليات آنها اكتفا شده و به‌دست آوردن تاريخهاى صحيح آنها كه گاه ناهماهنگ به‌نظر مىرسند ، در گرو نقد و بررسى دقيق‌تر اين روايات و تتبّع بيشتر در مآخذ و مراجع است كه اكنون نه‌چنان فرصتى هست و نه چنان قصدى . غرض در اين‌جا نمودن جوّ آشفتهء حاكم بر آن اجتماع در اين دوران است كه همين كليات هم آن را به‌خوبى مىرساند . يزدگرد شاهى جوان و بىتجربه هرچند سلطنت يزدگرد كه حكايت از رفع اختلافها و همبستگى دولتمردان مىكرد ، نور اميدى در دلها افكند و جان تازه‌اى در كالبد روستائيان و دهقانان كه مزارع آنها محل تاخت‌وتاز باديه‌نشينان شده بود دميد ، و آنها را دوباره به تلاش و كوشش واداشت ، تا جائى كه در بسيارى جاها آنچه را كه از دست داده بودند دوباره بازپس گرفتند ، و وضع حمله و دفاع مىرفت كه به صورت ديگرى درآيد ، ولى سير حوادث به‌زودى نشان داد كه شاه نويافته هم همسنگ وظيفهء بسيار خطيرى كه بر عهدهء او نهاده شده بود نيست و روياروئى با حوادثى كه در شرف تكوين بود از عهدهء فردى ناآگاه و بىتجربه چون او خارج است . نخستين اثر اين ناآگاهى و بىتجربگى كه از آن اثرهاى نامنتظرهء بسيار برخاست در جنگى نمودارها گشت كه بعدها در تاريخ به جنگ قادسيه معروف گرديد . دربارهء اين جنگ با همهء شهرتى كه در تاريخ پيدا كرده آنچه تاكنون گفته و نوشته شده بيشتر رواياتى است كه تنها وجههء عربى آن را مىنماياند . با اين‌كه روشن شدن تاريخ اين دوران ايجاب مىكند كه از همهء جهات و جوانب مورد بررسى قرار گيرد ، و اين هم كارى است كه بايد به همّت محقّقان صورت پذيرد ،

--> ( 1 ) - به گفتهء طبرى در سالى كه مردم در مدينه با خلافت ابو بكر بيعت كردند ، در ايران هم ايرانيان يزدگرد را به سلطنت برداشتند . ( طبرى 1 / 1869 ، سال 11 هجرى ) .