محمد مهدى ملايرى
284
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
سلاح و جنگافزارى دست يابد ، نهتنها امرى غير عادى به نظر نمىرسد بلكه تدبيرى خردمندانه مىنمايد . نظرى به داستان قتل نعمان حال اگر در پرتو آنچه ذكر شد بار ديگر به داستان قتل نعمان ، بدانگونه كه در تاريخها آمده باز گرديم ، و آن را با دقّت بيشترى مورد مطالعه قرار دهيم ، به راههاى تازهترى براى تحقيق در اين واقعه دست خواهيم يافت كه براى رفع ابهام از جهات ديگرى از تاريخ اين دوران هم سودمند است . در اين داستان آمده كه چون خسرو پرويز ، نعمان را به دربار احضار كرد ، نعمان كه از احضار نابهنگام خود به دربار بيمناك شده بود ، اموال خود را نزد هانى بن مسعود يكى از شيوخ قبيلهء بنى شيبان به امانت گذاشت و خود عازم پايتخت شد . اين توضيح بايد اضافه شود كه آنچه نعمان نزد هانى بن مسعود به امانت گذاشت ، و پس از قتل او خسرو پرويز اياس بن قبيصه را ، كه بهجاى نعمان برگزيده بود ، مأمور بازپس گرفتن آن از هانى بن مسعود كرده بود ، نه چنان كه در داستان آمده ، اموال نعمان ، بلكه سلاحها و جنگافزارهائى بوده است « 1 » كه گويا نعمان دور از چشم خسرو و مرزبانانش فراهم آورده و ذخيره كرده بوده ، و علّت بيمناكيش از احضار نابهنگام خود به دربار هم اين بوده كه احضار خود را با اين سلاحها مربوط مىدانسته ، و بههمينسبب سعى كرده تا پيش از عزيمت خود آنها را از حوزه و قلمرو خويش خارج سازد و نزد فرد ديگرى از شيوخ عرب به امانت گذارد . چنين آگاهى از اخبار مربوط به جنگ ذوقار هم كه دنبالهء همين واقعه بود ، و همين سلاحها در آن بهكار رفت ، و كمى پس از اين بدان اشاره خواهد شد ، به دست مىآيد . در اخبار مربوط به قصر و مسجدى كه سعد بن ابى وقاص سردار فاتح قادسيه در كوفه ساخته بود ، خبرى آمده است كه هرچند خالى از ابهام نيست ولى با دقّت در آن و بررسى اوضاع و احوال كه بر اين منطقه حكمفرما بوده شايد بتوان رشتهء
--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 1027 - 1030 .