محمد مهدى ملايرى
274
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
1 - تهمت قتل پدر ( - هرمزد ) ، 2 - جلوگيرى از معاشرت فرزندان با مردم ، 3 - درشتى و بدرفتارى او با زندانيان ، 4 - گرد آوردن زنان بسيار در كاخ خود و بازداشتن ايشان از گرفتن شوى و زادن فرزند و بقاء نسل ، 5 - سختگيرى بسيار در وصول خراج ، 6 - گرفتن مال مردم به زور و ستم ، 7 - نگه داشتن سپاهيان در ميدانهاى جنگ براى مدّتهاى طولانى دور از زن و فرزندان خويش ، 8 - نپذيرفتن خواهش پادشاه روم براى پس فرستادن صليب مسيح درحالىكه نه او را و نه كشور او را نيازى به آن چوب بوده است ، « 1 » 9 - دستور كشتن سرداران و سپاهيانى كه از جبههء جنگ برگشته بودند ، 10 - كشتن نعمان بن منذر پادشاه دستنشاندهء حيره « 2 » ، 11 - كشتن مردانشاه پادوسبان نيمروز ، 12 - قصد كشتن خسرو پسر شهريار يزدجرد « 3 » ، 13 - برهم زدن آيينى كه اردشير بابكان نهاده بوده و نزد همهء شاهان ساسانى پيوسته محترم بوده و عمل بدان واجب شمرده مىشده « 4 » . نظر محقّقان دربارهء اين دو نامه در اين نامهها حجّت خسرو قوىتر مىنمايد و از آنها چنين برمىآيد كه خسرو سزاوار چنان عقوبتى نبوده . و شايد بههمينسبب هم بوده كه نلدكه دربارهء اين دو نامه و كيفيت انشاء آنها بدانصورت كه در تاريخها آمده نظرى ترديدآميز اظهار داشته ، و احتمال داده كه اين دو نامه ، پس از كشته شدن خسروپرويز و مرگ قباد يا شيرويه ، به وسيلهء كسانى كه در آن واقعه حضور داشته و از نزديك شاهد ماجرا بودهاند ، به قصد دفاع از خسروپرويز و تبرئهء او نوشته شده باشد . نلدكه براى اين ترديد خود دليلى نياورده ، ولى كريستنسن كه پس از بيان نظر نلدكه ترديد در صحّت و اصالت اين نامهها را ناوارد دانسته ، و
--> ( 1 ) - تا اينجا را طبرى ذكر كرده است ( 1 / 1046 - 1047 ) . ( 2 ) - اين دو تهمت را كه با شمارههاى 9 و 10 مشخّص شدهاند دينورى در « الاخبار الطوال » ، ص 108 آورده ، و شمارهء 10 را بلعمى هم ذكر كرده است ( ص 244 - 246 ) . ( 3 ) - اين دو تهمت را هم كه با شمارههاى 11 و 12 مشخّص شدهاند ، بلعمى ( ص 244 - 246 ) ذكر كرده است . ( 4 ) - اين را جاحظ در كتاب « التاج فى الاخلاق الملوك » ( ص 9 ) آورده است .