محمد مهدى ملايرى
267
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
دام روميان اندازد . از سوى ديگر شهربراز هم بيكار نمىنشسته ، او هم براى مقابلهء با خسرو به حيله و تدبير مىپرداخته و مىكوشيده سرداران و اطرافيان خسرو را بر او بشوراند . مجموع اينگونه حيلهها و تدبيرها و آثار ناشى از آنها بوده كه مايهء داستانها و حكايتها شده و موضوع كتابى گرديده كه در ميان ايرانيان همان دوران شهرتى فراوان يافته و به نام « كتاب شهربراز و ابرويز » به عربى هم ترجمه شده بوده و خلاصهاى دربارهء آن گذشت . از نوشتهء مسعودى مىتوان دريافت كه اين كتاب علاوه بر حيلهها ( - مكايد ) شامل مكاتباتى هم كه بين شهربراز و با خسروپرويز و هراكليوس بهطور مستقل مبادله مىشده نيز بوده است . « 1 » از اين كتاب در حال حاضر اثرى شناخته نيست ولى نشانههائى از آن را مىتوان در مؤلّفات قرنهاى نخستين اسلامى يافت و آن اخبارى است كه جابهجا دربارهء « مكايد » ( - حيلهها ) خسروپرويز نقل كردهاند . شهربراز و هراكليوس اينكه آيا شهربراز چنان كه خسروپرويز مىپنداشته سردارى خيانتپيشه بوده كه با هراكليوس همدست و همداستان شده تا خسرو را از ميان بردارد و بهجاى او بر تخت ايران نشيند ، يا اينكه او سبب بدگمانى خسروپرويز و از بيم جان به هراكليوس پيوسته است ، در اين آثار و آنچه در تاريخها آمده دربارهء هريك از اين دو فرض نشانههائى مىتوان يافت . در داستانى كه طبرى آورده و نمونهاى است از يكى از حيلههاى خسروپرويز براى كشتن شهربراز ، كه احتمالا از همان كتاب در آن راه يافته ، چنين مىخوانيم كه خسرو به سبب شنيدن سخنى كه آن را چنان كه به او باز نمودهاند برادر شهربراز كه با او در جبهه مىزيسته بر زبان رانده و خسرو آن را نشانهاى از توطئه آن دو عليه خود شمرده است در نامهاى به شهربراز فرمان قتل برادرش را هم به
--> ( 1 ) - مسعودى ، مروج ، پلا ، ج 1 ، ص 319 « و كانت له مع ملك الروم و ابرويز اخبار و مكاتبات و حيّل . . . » .