محمد مهدى ملايرى
265
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مىشود بنابر نوشتهء آقاى هرتسفلد حصار دستگرد محكمترين حصار آجرى است كه از عهود قديم در آسياى غربى باقى مانده ، به استثناى ديوارى كه بانى آن نبوكد نصر است » ( از ايران ساسانى كريستنسن ، ترجمهء فارسى رشيد ياسمى ، ص 320 ) . ( ابن رسته اصلا ايرانى و از مردم اصفهان بوده نه عرب چنان كه در اين متن آمده ) . اينها مطالبى است كه در تاريخها دربارهء اين جنگها و علّت تغيير وضع هراكليوس از ناكامى به پيروزى نوشتهاند . ولى خسرو چنين نمىپنداشت . او پيروزيهاى هراكليوس و شكستهاى خود را ناشى از سستى سرداران خود در جنگ ، و آن را هم نتيجهء سازش آنها با هراكليوس و مخالفت با خود مىپنداشت . و براى اين پندار خود دلائلى هم داشت . چه تمام پيروزيهائى كه هراكليوس به دست آورده و سرانجام با تصرّف دستگرد پايتخت او چنان سرشكستگى براى او به بار آورده بود درحالى صورت گرفته بود كه هنوز شهربراز با سپاهيان نيرومند خود در سرزمينهاى فتحشدهء روم همچنان استوار و پابرجا نشسته بود و خسرو گمان مىكرد كه اگر شهربراز مىخواست مىتوانست راه هراكليوس را به داخل ايران ببندد . يا دستكم وقتى كه او به دستگرد مقر خسروپرويز حمله كرده بود او مىتوانست از جانب غرب كه در سيطرهء سپاهيان او بود هراكليوس را مورد حمله قرار دهد ، و مانع از آن شود كه او بىهيچ رادع و مانعى بر آنجا دست يابد . و اين كه شهربراز اين كار را نكرده و راه هراكليوس را باز گذاشته دليل آن مىشمرد كه شهربراز با امپراطور روم سازش كرده تا او را از ميان بردارند . حوادث ديگرى هم كه در اين دوران اتّفاق افتاده نشان مىدهد كه بين خسرو و ديگر سردارانش كه در جنگ با روم شركت داشتهاند نيز همين بدگمانى وجود داشته است . عزل شاهين از فرماندهى ، و احضار او به پايتخت ، و سپس مردن يا كشته شدن او در آنجا ، يكى از نتايج اين بدگمانى بود . شاهين را فرماندهى توانا وصف كردهاند و فتح كالسدون شهر مهم روم را در مقابل قسطنطنيه به نام او نوشتهاند « 1 » .
--> ( 1 ) - كريستنسن ، ص 442 - 443 ( متن فرانسه ) ، سايكس ( ج 1 ، ص 417 و 418 ) متن انگليسى . در برخى از مآخذ هم نام فرماندهى را كه در كالسدون با هراكليوس روبهرو بوده شهربراز نوشتهاند .