محمد مهدى ملايرى
259
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
شهربراز لقب اين سردار بوده ، طبرى نام او را در يك جا فرهان ، و در جائى فرخان ماه اسفندار « 1 » نوشته و در شاهنامه فرائين و فراهين آمده و در مآخذ ديگر هم اين نام خالى از تحريف نيست . شايد همهء اينها تحريفى از فرخان يا فراهان باشد . ابن نديم از مترجم اين كتاب به عربى چيزى نگفته ، مىتوان انگاشت كه اين كتاب را هم جبله پسر سالم به عربى ترجمه كرده باشد ، به همانگونه كه دو كتاب همانند آن را كه در سرگذشت و داستان بوده يعنى بهرام چوبيننامه و كتاب رستم و اسفنديار را او ترجمه كرده بود . حملهء خسروپرويز به روم پس از قتل موريس از هنگامى كه خسروپرويز در جنگ با بهرام چوبين شكست يافت و به روم رفت تا از امپراطور روم موريس كمك بخواهد ، و موريس هم به شرط اين كه دولت ايران ارمنستان و استحكامات دارا و مارتيروپوليس ( - اورفا ؟ ) را به روم واگذارد او را كمك كرد ( 591 ميلادى ) . ميان ايران و روم صلحى دوستانه برقرار گرديده بود ، ولى وقتى كه در اثر شورشى در روم سلطنت موريس به خطر افتاد و او از خسرو كمك خواست ( به نوشتهء كتاب « الروم » ، اسد رستم ، ج 1 ، ص 210 ) يا پس از كشته شدن او پسرش يارى خواست ( به نوشتهء طبرى ، 1 / 1002 ) و پرويز آن را اجابت نكرد ، دوران آشتى بين ايران و روم هم پايان يافت . خسروپرويز و سردارانش در روم شهربراز يكى از سه سردارى بود كه هريك به فرماندهى سپاهى مأمور حمله به روم شدند . هر يك در ناحيهاى ، و در همين جنگها بود كه نام و آوازهاى كسب كرد و موضوع داستانها و حكايتها گرديد . سردار ديگر شاهين نام داشت « 2 » كه طبرى مقام او را پادوسبان مغرب
--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 1061 . ( 2 ) - كريستنسن ، ايران ساسانى ، ص 243 - 244 ، متن فرانسه ، شاهين و همنزادگان .