محمد مهدى ملايرى

247

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

به تيسفون بازگشت و به توصيهء پدرش به قصد يارى خواستن از امپراطور روم عازم آن ديار شد و دائيهاى او « ويندويه » و « ويستهم » نيز او را همراهى كردند . ولى آنها پيش از آنكه تيسفون را ترك كنند هرمزد را كشتند . و بدين‌سان هرمزد كشورى را كه چنان به سامان و با قدرتى بيش از توان خود از پدرش خسرو انوشروان به ارث برده بود چنين آشفته و نابه‌سامان براى پسر به ارث گذاشت . بهرام بر تخت شاهى بهرام از دودمان بزرگ مهران يكى از دودمانهاى هفت‌گانهء ممتاز ايران بود كه دودمان ساسانى هم يكى از آنها بود ، بنابراين او هم به خود حق مىداد كه بر تخت شاهى نشيند ، و سلطنت را از دودمان ساسانى به خود و دودمان خويش منتقل سازد . و اين كارى بود كه پس از ورود به تيسفون به آن دست زد . و چون بر تخت سلطنت نشست انجمنى از وزيران و بزرگان و سپهبدان ايران تشكيل داد تا دربارهء انتقال پادشاهى از ساسانيان به او و خاندانش راى زنند . وصف اين انجمن ، هرچند نه با تفصيلى درخور چنان رويداد ، ولى باز به صورتى كه ميتوان از آن تا حدّى به وضع درونى دولت ساسانى پى برد ، در شاهنامه آمده است . چنان‌كه از اين تفصيل و از نوشتهء طبرى برمىآيد « 1 » همهء بزرگان در اين انجمن با او همداستان نبوده‌اند . و حتّى برخى از سپهبدان با او به مخالفت برخاسته‌اند تا آن حد كه در اين مجلس همدستان بهرام و مخالفان او به روى هم شمشير هم كشيده‌اند . در خبر آمده كه چون بهرام چنان ديد انجمن را ترك كرد و انجمن هم بىهيچ نتيجه‌اى پراكنده گشت . ولى بهرام هم كه اين راه را تا اين‌جا پيموده بود كسى نبود كه آن را در همين‌جا رها كند . او دستور داد كه دبير ديوان عهدى از سوى ايرانيان دائر بر پادشاهى او و خاندانش بنويسد و روز ديگر كه بر تخت نشست ، دبير آن را به گواهى يكايك بزرگان و حاضران مجلس برساند ، و او نيز چنين كرد و آن وثيقه

--> - پيوستند و با خسرو جز چند تن از ياران او كسى باقى نماند ، خسرو به تيسفون بازگشت « الاخبار الطوال ، ص 86 » . ( 1 ) - طبرى ، 1 / 999 .