محمد مهدى ملايرى

22

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

زبان گوياتر است « 1 » و اگر مجالس درس و وعظ حسن هم از نوع مجالس تفسير موسى اسوارى ، يعنى دو زبانى شمرده شود گمان نمىرود امرى خلاف حقيقت باشد ، بلكه درست منطبق با واقعيات تاريخى آن زمان است . اين‌كه تصور شود كه چون بصره در دوران اسلامى به‌وسيلهء مهاجران عرب براى سكونت انتخاب شده ، بنابراين شهرى عربى صرف بوده خلاف واقع است . اعرابى كه در اين زمان از داخلهء عربستان به آن‌جا مىكوبيده‌اند ، غالبا قبايلى بوده‌اند كه در آن‌جا اقامتى موقّت مىداشتند ، تا وقتى كه به مناطقى ديگر از ايران كوچانده شوند يا براى جنگ و جهاد اعزام گردند ، و درهرحال و حتّى در هنگامى هم كه در آن‌جا اقامت دايم مىيافتند از آن‌جا كه آنان را با زندگى شهرى آشنايى نبود و با آن چيزهايى هم كه از لوازم چنان زندگى مىبود بيگانه بودند ، بنابراين در بصره هم مانند جاهاى ديگرى از ايران كه اعراب بدان‌جاها كوچيده بودند تا مدّت‌ها اساس زندگى شهرى بر ايرانيان استوار بود . به‌خصوص كه بصره پس از آن‌كه در همسايگى ابلّه به عنوان شهرى اسلامى قد برافراشت و مركز همان استانى گرديد كه پيش از آن ابلّه مركز آن بود ، بسيارى از پيشه‌وران و صنعتگران و صاحبان حرفه‌هاى مختلف و كسانى كه قوام بازار و بازرگانى و دادوستد بر آن‌ها بود از ساير مناطق همين استان يا جاهاى ديگر به آن‌جا روى آوردند و در آن‌جا به كسب‌وكار پرداختند . از اين‌ها گذشته ، جاهايى كه شهر بصره در آن‌جاها گسترش مىيافت ، نه از اراضى متروك و موات ، بلكه جاهايى بودند كه روستاييان ايرانى در آن‌جاها به كشت و زرع مىپرداختند . در نامهء عمر به مغيرة بن شعبه والى بصره در مورد زمينى كه به نافع بن حارث به اقطاع داده بود آمده ، كه او با اجازهء من در آن زمين زراعت كرده است . بنابراين زمين را به او واگذار مگر اين‌كه آن زمين از زمين‌هاى اعاجم باشد كه بر آن‌ها جزيه بسته شده يا از زمين‌هايى باشد كه از آب

--> ( 1 ) - البيان و التبيين ، سندوبى ، ج 1 ، چاپ دوم ، ص 284 .