محمد مهدى ملايرى

217

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كه منذر پادشاه حيره براى دست‌يابى و نابودى او بسيج كرده است . برخى از اين روايات در اين مرحله پاى انوشيروان پادشاه ساسانى را هم به ميان كشيده و گفته‌اند كه انوشيروان براى كمك به منذر در دست‌يابى به امرؤ القيس سپاهى از اسواران را به يارى او فرستاده « 1 » و سرانجام پس از جنگ و گريزهاى بسيار كه به تفصيل در كتب ادب آمده به قصد گرفتن كمك از قيصر از راه تيماء به استانبول رفته ولى در آنجا هم ناكام مانده و در همانجا وفات يافته و همانجا هم به خاك سپرده شده است . اين‌ها مطالبى است كه از روايات عربى برمىآيد ، ولى در تاريخهاى رومى خبرى از اين‌كه شخصى بنام امرؤ القيس براى دادخواهى به نزد قيصر رفته باشد نيست ليكن پروكوپيوس Procopius مورّخ رومى در اخبار مربوط به حملهء حبشيها به يمن ( 524 م . ) از كسى نام مىبرد بنام قيس كه قيصر از او خواسته تا سردارى لشكرى را كه براى حمله به ايران بسيج كرده بود برعهده گيرد . و نونوسوس ( Nonnosus ) مورّخ ديگر گويد : ژوستى نين كار سفارت را بر اين قيس تكليف كرده و كوسن دوپرسوال ( Caussin de Perceval ) بر آن رفته كه اين قيس در اين روايت همان امرؤ القيس روايات عربى است « 2 » و برخى از تواريخ يونانى هم به صراحت از شخصى به نام Amorkesos يعنى امرؤ القيس نام برده‌اند كه از اعراب تابع شاهان ايران بوده و بر قبائل حجاز مىتاخته و توانسته بر جزيرهء Itobe ( جزيرهء تيران فعلى در مدخل خليج عقبه ) دست يابد و مأموران گمرك رومى را از آنجا بيرون راند . ولى بعدها او با روميان ساخته و قيصر او را به پايتختش خوانده و اكرام فراوان كرده و سپس به سرزمينش بازگشته « 3 » . اين اخبار آشفته كه از خلط و اشتباه در نامهاى كسانى پديد آمده كه امرؤ القيس ناميده مىشده‌اند و چه‌بسا از قبائل مختلف لخمى يا كندى بوده‌اند ، در تحقيقات

--> ( 1 ) - ابو الفرج اصفهانى ، اغانى ، ج 8 ، ص 137 ، چاپ بيروت ، 1955 ، منشورات دار الفكر دار مكتبة الحياة ؛ و ابن خلدون ، 2 / 274 به بعد ، به نقل جواد على از او در تاريخ العرب قبل الاسلام ، 3 / 261 . ( 2 ) - تاريخ العرب قبل الاسلام ، ج 3 ، ص 265 به نقل از : Olinder , P . 114 , Caussin de Perceval , Essai II P . 347 ( 3 ) - تاريخ العرب قبل الاسلام ، ج 3 ، ص 267 .