محمد مهدى ملايرى

194

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آنها را به رايگان به ساكنان آنجا واگذار كرد و آنها را حتّى از پرداخت خراج ساليانه هم كه ديگر مالكان مىپرداختند معاف نمود . اين چشمه‌ها از آنجا كه در حاشيهء صحرا ايجاد شده بودند « 1 » ، و اعراب آنجا را « الطّف » مىخواندند ، در تاريخ‌هاى عربى با عنوان « عيون الطّف » ياد شده‌اند . بلاذرى در رويدادهاى دوران فتوح زير همين عنوان چند تا از آنها را ياد كرده « 2 » و نوشته است كه آنها متعلّق به نگهبانانى بودند كه از مسالح ( جمع مسلحه ، به معنى پادگانهاى مسلّح ) آن سوى سواد ( - غرب سواد و حاشيهء صحرا ) پاسدارى مىكردند . اينها از چشمه‌هاى خندق شاپور بودند كه او آن خندق را ميان خود و عربها كنده بود و آن چشمه‌ها را با زمينهاى وابسته به آنها به نگهبانان آنجا به اقطاع واگذار كرده بود كه از آنها بهره برگيرند ، بىآنكه مكلّف به پرداخت خراج باشند . قطقطانه بلاذرى نام چند تا از اين چشمه‌ها و پادگانها را كه تا دوران فتوحات داير و پابرجا مانده بوده و در فتوحات ذكرى از آنها رفته ، ياد كرده و يكى از آنها را به نام قطقطانه خوانده است . نام مرزبان و فرمانده پادگان آنجا يعنى هامرز شوشترى هم در رويدادهاى جنگ ذوقار برده شده . اين پادگان به گفتهء ابن خردادبه در يك منزلى غرب حيره و بر سر راه حيره به شام واقع بود « 3 » و چنان كه ياقوت نوشته زندان نعمان بن منذر پادشاه حيره هم در آنجا بوده است . « 4 » از نوشتهء بلاذرى چنين پيداست كه اين محل پس از جنگ ذوقار و كشته شدن هامرز فرمانده پادگان آنجا ، به دست اعراب افتاده است « 5 » . از اين هنگام كه به تدريج ضعف دولت مركزى در مرزهاى غربى نمودار مىگرديد و مدافعان را پشتوانه‌اى نبود ، پادگانها و مزارع مرزى هم در حاشيهء صحرا بيشتر مورد هجوم قبايل قرار مىگرفته و دفاع از آنها دشوارتر مىشده و بدين‌سبب هنگامى كه حيره به تصرّف اعراب

--> ( 1 ) - آگاهى بيشتر دربارهء اين منطقه را در معجم البلدان ، ذيل همين كلمهء الطّف خواهيد يافت . ( 2 ) - فتوح البلدان ، ص 365 . ( 3 ) - ابن خردادبه ، المسالك ، ص 99 . ( 4 ) - معجم البلدان ، 4 / 137 . ( 5 ) - فتوح البلدان ، 365 .