محمد مهدى ملايرى
187
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كتابهاى تاريخ گاه بنى لخم و گاه به مناسبت نام چند تن از آنها كه منذر بوده مناذره مىخوانند ، واگذار شده بود . و به احتمال قريب به يقين عنوان تازيان شاه كه ابن خردادبه در فهرست فرمانروايانى كه اردشير آنها را شاه خوانده آورده است « 1 » ، عنوان همين اميران حيره بوده كه به استثناى مواردى اندك و استثنائى كه به طور موقّت امارت آنجا از سوى برخى از شاهان ساسانى به كسانى جز اين خاندان واگذار شده بود ، در همين خاندان نصر باقى مانده بود « 2 » . از اين موارد استثنائى يكى در زمان قباد پدر انوشروان بود كه امارت حيره به دستور او از منذر بن ماء السما به حارث جدّ امرئ القيس شاعر معروف جاهلى منتقل گرديد . و سپس پسرش انوشروان آن را دوباره به منذر بازگردانيد « 3 » . و ديگر در زمان انوشروان بود كه وى فرمانروائى آنجا را موقّتا به يك مرزبان ايرانى كه حمزه نام او را « فيشهرت الفارسى » نوشته ، و خالى از تحريف هم نيست ، واگذارد « 4 » ، در تاريخ حيره اين مرزبان را بين قابوس بن منذر و منذر بن منذر جاى دادهاند . خسروپرويز هم پس از قتل نعمان ، آخرين پادشاه اين خاندان ، امارت حيره را مدّتى به أياس بن قبيصه يكى از رؤساى قبايل عرب اين ناحيه واگذار كرد . اين شخص خسرو را در هنگامى كه از بهرام چوبين شكست خورده و آهنگ رفتن به روم كرده بود و به خدمتى نياز داشت ، خدمتى درخور پاداش نموده بود « 5 » ، ولى خسرو با او يك مرزبان ايرانى را هم كه در كتب عربى به نام « النخير جان » نوشته شده منصوب گردانيد ، و او به مدّت نه سال بر آنجا فرمان رانده « 6 » و شايد او فرمانده پادگانهاى مرزى ايران هم بوده است . خسرو سپس اياس را هم از اين كار برداشت و فرمانروائى حيره را مستقلا به آزادبه مرزبان ايرانى واگذارد ، و اين شخص تا زمان حملهء اعراب در همين سمت باقى بود .
--> ( 1 ) - ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 17 . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 353 تا 354 . ( 3 ) - تفصيل اين رويداد ، كموبيش در شرح حال امرؤ القيس در برخى كتابهاى معتبر تاريخ و ادب عربى آمده است . ( 4 ) - حمزه ، سنى ملوك الارض . . . ، ص 94 . ( 5 ) - طبرى ، 1 / 1029 . ( 6 ) - طبرى ، 1 / 1038 ؛ و حمزه ، ص 94 .