محمد مهدى ملايرى

175

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بابكان » در داستان جنگ وى با هفتان بخت ( كرم خداى ) آمده « 1 » ، تا اواخر قرن چهارم كه خبرى از اين مركز دريائى داريم ايرانيان هنوز آنجا را به همين نام مىخوانده‌اند كه در كتابهاى عربى به صورت مزون درآمده ولى اعراب آنجا را صحار مىناميده‌اند و در دوره‌هاى بعد همين نام اخير براى آنجا شهرت يافته است « 2 » . مقدسى تمام جزيرة العرب را به چهار بخش كرده : حجاز و يمن و عمان و هجر ( مركز بحرين ) و گويد زبان همهء آنها عربى است بجز صحار ( - مزون ) مركز عمان كه آواى آنها و زبانشان فارسى است « 3 » ، و دربارهء صحار گويد در درياى چين ( - درياى فارس به تعبير استخرى و مسعودى و ابن حوقل ) در اين زمان بزرگتر و باشكوه‌تر از آن نيست . آباد و پرجمعيّت و خوب و پاكيزه و خوش‌آب و هواست . ثروت فراوان و بازرگانى پررونق دارد و پس از شرحى ستايش‌آميز دربارهء آن گويد و غلبه در اين‌جا با ايرانيان است « 4 » . استخرى هم صحار را به آبادى و عمران و وسعت بندرگاهها و رونق بازرگانى ستوده و گفته است در تمام سواحل درياى فارس و در تمام سرزمين اسلام شهرى آبادتر و پرثروت‌تر از صحار نيست « 5 » و ابن حوقل نيز همين مطالب را تكرار كرده است . « 6 » مسعودى نيز از كشتيهاى محكم و استوارى كه در عمان آنها را تيرماهى مىناميده‌اند سخن گفته ، و علّت اين نام‌گذارى را هم‌چنين نوشته كه چون در تيرماه درياى هند بيش از هر موسم ديگر طوفان‌خيز و پرخروش است ، و در اين فصل تنها كشتيهاى محكم و استوار مىتوانند در آن دريا آمدورفت كنند ازاين‌رو كشتيهائى را كه بدين صفت باشند ، تيرماهى خوانند « 7 » . اين مطلب هم در پايان افزوده شود كه اين محل يعنى صحار يا ميژن از قديم و دوران پيش از اسلام مركز دريانوردى ايران و مقر ايرانيان مقيم آن سامان بوده ، و هنگامى هم كه ابو زيد انصارى و عمرو بن عاص فرستادگان پيغمبر ( ص )

--> ( 1 ) - كارنامهء اردشير بابكان ، تهران ، 1342 - ص 35 - 36 . ( 2 ) - مسعودى ، مروج ، تصحيح شارل‌پلا ، 1 / 177 . ( 3 ) - مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 96 . ( 4 ) - مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 92 . ( 5 ) - استخرى ، مسالك الممالك ، ص 25 . ( 6 ) - ابن حوقل ، صورة الأرض ، ص 44 و 45 . ( 7 ) - مسعودى ، مروج ، تصحيح شارل‌پلا ، 1 / 175 ،