محمد مهدى ملايرى
164
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
فى الفتوح » « 1 » . و امّا ذكرى كه از اين مرزبان در فتوح آمده در رويداد جنگهاى علاء بن الحضرمى است در بحرين در دوران ردّه ، و آنچنين بوده كه پس از رحلت پيغمبر ( ص ) در مدينه و مرگ منذر بن ساوى در بحرين ، كه بسيارى از نومسلمانان از اسلام برگشته و از تأديهء مالى كه بر عهدهء آنها مىبود سرباز زدند ، علاء با همراهان مسلمان خود براى مقابله با آنها به جواثا كه دژ استوارى در بحرين بود رفت . ولى در آنجا از سوى دشمنان محاصره شد ، و با تدبيرى شبانه خود را از محاصره رهانيد ، و بر قبيلهء ربيعه كه او را در حصار گرفته بودند شبيخون زد ، و پس از كشتن يكى از سران آن قبيله به سر وقت ديگر مرتدان يا كسانى كه تا آن زمان مسلمان نشده بودند رفت . و از آنجمله دادفروز گشنسپان معروف به المكعبر بود كه او در اين هنگام در همين زاره بود و زردشتيانى هم كه در قطيف ، محلّ ديگرى در بحرين ، گرد آمده بودند به او پيوسته بودند . دادفروز مرزبان زاره نبود . مركز او جاى ديگرى در بحرين بود به نام مشقّر كه دربارهء او و آن محل پس از اين سخن خواهد رفت . وى در اين هنگام ، شايد به سبب درگيريهائى كه با اعراب اين منطقه داشته در اينجا بوده و علاء هم او را در آنجا محاصره كرده بود . در طى اين محاصره مرزبان زاره به ميدان جنگ درآمده و هماورد خواسته و از سپاه علاء براء بن مالك به مبارزه با او شتافته و بر او پيروز شده ، او را كشته و سلب او را گرفته است . سلب به همه چيزهائى گفته مىشده كه يك جنگجوى مبارز در جنگ تنبهتن با خود مىداشته ، از پوشش و جنگافزار و اسب و زينتآلات و چيزهاى ديگر ، و رسم چنان بوده و حديثى هم دراينباره روايت مىشده كه هر كس در جنگ تنبهتن هماورد خود را كشت سلب او از آن كشندهء او خواهد بود و جزو غنائم بهشمار نمىرود . بلاذرى در اين رويداد از محمّد بن سيرين نقل كرده كه چون براء بن مالك ، مرزبان زاره را كشت ، پياده شد و دستهاى او را بريد تا دستبندهايش را درآورد . و قبا و كمربند او را هم برگرفت ولى از بس آنها پربها بودند عمر خمس آن را از او
--> ( 1 ) - معجم ، 3 / 907 .