محمد مهدى ملايرى

159

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ابن خردادبه شحر را سرزمين كندر خوانده « 1 » و از آنجا كه در دنياى قديم كندر مهمترين و مطلوبترين كالاى عربستان بوده ، مىتوان حدس زد كه علّت توجّه بازرگانان و دريانوردان ايرانى به اين منطقه و حضور دولت ايران هم در آنجا همين اهميّت اقتصادى و بازرگانى آنجا بوده است . ديگر از مرزبانان ايرانى در عربستان كه حمزه ذكر كرده كسى است كه نام او را فنابرزين نوشته و گويد عربها او را خنابرزين مىگفته‌اند . به نوشتهء حمزه تمام حاشيهء صحرا ، مجاور آباديهاى عراق از حدّ حيره تا بحرين در قلمرو او بوده است . ديگر ساسان پسر روزبه است كه در روزگارى قديم از سوى برخى از پادشاهان ايران بر اعراب تغلب و مضر و عمان و يثرب و تهامه حكومت يافته و به گفتهء حمزه حاكمان افريقا و نوبه هم به او خراج مىپرداخته‌اند . ديگر كسى است كه او را روزبه پسر ساسان نوشته كه او هم مدّت درازى در ميان اعراب زيسته است . ديگر انوش‌زاد پسر گشنسب بنده است كه در روزگار خسرو انوشروان و چندى هم در زمان پسرش هرمز بر برخى از سرزمينهاى عرب ولايت داشته است . ديگر دادفروز پسر گشنسب معروف به المكعبر است كه در سخن از بحرين توضيح بيشترى دربارهء او و چند مرزبان ديگر خواهد آمد . بحرين بحرين بر خلاف امروز كه نام چند جزيرهء كوچك و شيخ‌نشينى به همين نام است ، در روزگارى كه در اين‌جا مورد گفت‌وگو است ، بر سرزمين پهناور و آبادى گفته مىشد كه از جنوب عراق كنونى تا كناره‌هاى درياى عمان و از كناره‌هاى جنوبى خليج فارس تا حاشيهء صحراى عربستان ( - الربع الخالى ) كشيده مىشد و گذشته از تمام سرزمينهاى جنوبى خليج فارس از كويت امروز گرفته تا عمان قسمتى از سرزمينهاى شرقى عربستان امروز را هم مانند الاحسا و در بعضى

--> ( 1 ) - ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 147 .