محمد مهدى ملايرى
149
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
روح معرفت دوستى و دانشطلبى است كه در آن زمان در جامعهء اسلامى حكمفرما بوده است و مسلمانان را به كسب معرفت از هرجا كه در آن معرفتى مىيافتهاند وامىداشته ، و ديگر روح تسامح وسعهء صدرى است كه در آن زمان و در مؤلفات علماى اسلامى به چشم مىخورد . همين عامرى نيشابورى كه نوشتهاى از او نقل شد و يكى از حكماى بزرگ قرن چهارم هجرى بود كه پس از درگذشت فارابى تا ظهور ابن سينا چهرهء شناختهشدهء جهان اسلام بهشمار مىرفت ، در وفق دادن بين فلسفهء يونانى و حكمتهائى كه از حكماى ايران روايت مىشده با شريعت اسلامى كوشش بسيار كرده و كتابهاى چندى هم نوشته كه معروفترين آنها كتاب « السعادة و الاسعاد » است مشتمل بر اصول اخلاقى و تدابير عملى كه آنها را از ترجمههاى عربى آثار يونانى و ايرانى و هند و عرب برگزيده و درهم آميخته و از آن كتابى در سيرت و اخلاق انسانى و قوانين سياست و اصول تربيت و تدبير منزل پرداخته است . و آنچه از اين كتاب و ديگر نوشتههاى او بيش از هر چيز نمودار مىگردد نظر احترام و بزرگداشتى است كه او نسبت به آثار گذشتگان دارد . چنان كه مثلا مطلبى را كه از « اندرز شاپور پسر اردشير به پسرش هرمز » نقل كرده با اين عنوان آورده « هذا من حقه ان يكتب بماء الذهب » يعنى اين سخن درخور آن است كه به آب زر نوشته شود . و عبارتى ديگر را باز از همين اندرز با عنوان « قانون كبير فى السياسة » يعنى قانونى بزرگ در سياست ، نقل كرده و ذيل آن عبارتى باز از گفتهء شاپور به پسرش هرمز را با عنوان « قانون آخر كبير فى السياسة » يعنى قانون بزرگ ديگرى در سياست آورده است . ( ص 297 ) و اين مىرساند كه نويسندهء كتاب را در نقل اقوال بزرگان جز علم و معرفت يا درايت و بصيرت و تجربه و ممارست آنها معيار ديگرى نبوده ، و بههمينسبب است كه در اين كتاب نامهاى حكما و دانشمندان سلف را از هر قوم و نژاد و طريقت و مذهبى كه بودهاند مانند افلاطون و ارسطو و ديوجانس و اردشير بابكان و شاپور ابن اردشير و انوشيروان و بوذرجمهر و مانند اينها را با پيشوايان اسلام همچون رسول اكرم ( ص ) و امام على بن ابى طالب ( ع ) امام على بن الحسين ( ع ) ، و بزرگان و دانشمندان دوران