محمد مهدى ملايرى
147
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در چهرهاى بهتر و خردپذيرتر عرضه گرديد ، و هم فرهنگ ايران كه خود نتيجهء قرنها تلاش فكرى و ذوقى و كوشش مادى و معنوى نسلهاى بسيار در طى قرنهاى متمادى بود ، پس از پيراسته شدن از آنچه با اصول و مبانى اسلام ناسازگار مىنمود ، به جهان اسلام منتقل گرديد و با فرهنگ اسلامى درهم آميخت و در راه گسترش و غناى علمى و فرهنگى آن بهكار رفت . و بدينسان بود كه علماى سلف ، دولت اسلام و اعراب را وارث تمدن ايران شمردند « 1 » . و محققان معاصر هم از تحقيقات خود به نتايجى به همانگونه رسيدند « 2 » . و هم بدينسان بود كه نقل و ترجمهء آثار گذشتگان به جهان اسلام رونق گرفت ، و فرهنگ اسلامى ، گذشته از معارفى كه مستقيما از اسلام يعنى از قرآن و حديث مايه مىگرفت ، از آثار علمى و ادبى و هنرى ساير ملتها نيز مايه گرفت و علماى اسلام هم همين را از تعاليم اسلامى و آيات قرآنى استنباط مىكردند ، چنان كه عامرى نيشابورى آيهء كريمهء فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ را چنين بيان كرده است كه : « خردمندان اسلامى دفترهاى دانشمندان نامور روم و ايران و هند و يونان را ترجمه كردند و در آنها ژرف نگريستند و آنچه در آنها دشوار بود گشودند و آنها را روشن ساختند و ميان مردم پراكندند و آئينى را كه در قرآن آمده است . « فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ » را به كار بستند « 3 » . جاحظ در وصف كتاب و فوايد آن نوشت كه « اگر نبود آنچه را كه پيشينيان براى ما در كتابهاشان نوشته ، و شگفتيهاى حكمت خود را در آنها
--> ( 1 ) - ابن خلدون پس از بحث مفصلى دربارهء اينكه چگونه و در اثر چه عواملى تمدن از ملّتى به ملت ديگر منتقل مىگردد به عنوان مثال گويد : « چنان كه تمدن ايرانيان به اعراب بنى اميه و بنى عباس منتقل گرديد و تمدن بنى عباس به ديلميان و از ايشان به تركها و سلجوقيان رسيد . » ( مقدمه ، ص 174 ) . ( 2 ) - جورج سارتن ، « سرگذشت علم » ترجمهء فارسى ، احمد بيرشك ، ص 221 و 222 : « تمدن اسلامى نتيجهء پيوند جوانهء نيرومند عرب بر روى پايهء برومند تمدن ايرانى بود و راز نيرومندى عجيب و تحول ملكات و فضائل آن در همين امر نهفته است . » ( 3 ) - از « كتاب الاعلام بمناقب الاسلام » به نقل دانشپژوه از آن در « جاودان خرد » ، صفحهء پنج .