محمد مهدى ملايرى
112
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
يكنواخت نبوده ، برخى از دورههاى آن در بعضى جاها دوران شكوفايى و زايش و گسترش آن بوده ، و برخى ديگر دوران ركود و توقف و حتى سير قهقرائى آن . و هيچيك از اين پديدهها هم بىسبب و عاملى پديد نيامدهاند . نه فرهنگ اسلامى بىسبب و عاملى گسترش يافته ، و نه دگرگونيهائى كه در دورههاى مختلف و در جاهاى مختلف در آن پديد آمده به خودىخود صورت پذيرفته است . اين برحسب اتفاق نبوده كه اين فرهنگ در دورانى پويا و شكوفا بوده ، و در دورههائى دچار ضعف و انحطاط گشته ، بلكه همهء اينها را سببها و علتها بوده و در هر دورهاى هم مردمى در شكوفائى يا بىبرى آن مؤثر بودهاند كه بايد هم آن سببها و علتها و هم آن مردم بهدرستى شناخته شوند . و وقتى سخن از تاريخ اسلام مىرود مراد چنين تاريخ جامعى است كه همهء پديدهها و نشيب و فرازهاى آن را با علل و اسباب آنها باز نمايد و مردمى را كه در پيشرفت و گسترش فرهنگ آن مؤثر بودهاند بهدرستى و در هويت اصلى خودشان بشناساند . و اين تاريخى است كه مىبايستى در همهء مدارس اسلامى و در همهجا به عنوان تاريخ اسلام و سير تاريخى فرهنگ و تمدن آن تدريس شود و در آنها مراكزى هم براى مطالعات علمى و تحقيق و تتبّع در آن بهوجود آيد . دورانى از تاريخ اسلام كه بايد در زمينهء تاريخ ايران بررسى شود و آنچه در اين ميان همچون وظيفهاى علمى و اسلامى بر عهدهء مدارس دينى ايران قرار مىگرفته ، و اگر براى مدارس اسلامى خارج از اين مرزوبوم در حكم واجب كفائى بوده براى مدارس ايران واجب عينى بوده است ، شناختن و شناساندن دورهاى از تاريخ اسلام و فرهنگ اسلامى است كه صحنهء غالب رويدادهاى مهم و اساسى آن ، چه سياسى و چه فرهنگى ، سرزمين ايران بوده و غالب فرزانگان و دانشمندانى هم كه در ثبات و استقرار دولت اسلام و پىريزى و گسترش فرهنگ آن كوشيدهاند از همين سرزمين برخاستهاند . و اين دورانى است گسترده كه از همان قرن نخستين اسلام كه اين دين به اين سرزمين راه