محمد مهدى ملايرى

104

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

عنوان زبان تعليم جايى در مدارس دينى ايران نيافت و پيش از آنكه همچون گذشته دوران مساعدترى براى آن پيش آيد و ارج و اعتبار خود را درنظر صاحب‌نظران بازيابد نابسامانيهاى دوران مغول پيش آمد و در پى آن قرنها غفلت و بىخبرى بر اين مرزوبوم سايه افكند و اوضاع به همانگونه ادامه يافت كه بود . تفاوت فتواى علماى ماوراء النهر و نظر علمائى نظير غزّالى در كاربرد زبان فارسى در علوم اسلامى تفاوت فتواى علماى ماوراء النهر دربارهء زبان فارسى و كاربرد آن در علوم و معارف اسلامى كه يادگارى از دوران شكوفائى علم و انديشه در جهان اسلام بود ، با نظر علماى قرنهاى بعد كه جهان اسلام مىرفت تا آن دوران شكوفائى را پشت‌سر گذارد و به دوران تعصّب ناشى از جدال و احتجاجات مذهبى گام نهد ، دورانى كه نمونه‌هاى آن را در نوشته‌هاى غزّالى مىتوان يافت ، يك تفاوت ساده و سطحى نبود ، بلكه تفاوتى بود ژرف و خطير كه نه‌تنها در سرنوشت زبان فارسى بلكه در مجموعهء فرهنگ اسلامى ايران و همچنين در تفكّر دينى و بينش مذهبى مردم اين سرزمين اثرهاى نامطلوب گذاشت . به نظر علماى ماوراء النهر ، چنان كه گذشت ، زبان فارسى در سرزمينهاى فارسى زبان براى بيان اصول و مبانى اسلامى و تحقيق و تدقيق در آن همان حكم را مىداشته كه به زبان عربى در سرزمينهاى عربى زبان داشته است ، و به استناد دلائلى كه ذكر كرده‌اند بيان همهء علوم و معارف اسلامى و حتى ترجمهء كلام خدا به زبان فارسى نه‌تنها روا بلكه يك تكليف بوده است . زيرا به نظر آنان همهء مسلمانان در اين حق كه همهء اصول و مبانى اسلام و همهء مباحث آن را به زبان خود بخوانند و بدانند و همهء مراحل تعليم و تعلّم آن را از نخستين مرحله تا آخرين مراحل علمى و تحقيقى آن در زبان خود در اختيار داشته باشند ، يكسانند و ازاين‌لحاظ فرقى بين زبان و غير عربى زبان نيست ، ولى به نظر علماى متأخر اين امر صورتى ديگر يافته و مسلمانان از لحاظ وقوف بر دقائق علوم