محمد مهدى ملايرى
10
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آن را از او گرفت . « 1 » و اما آثارى كه اين اقدام بر تاريخ و فرهنگ ايران و استمرار آن در اين دوران برجاى نهاد بسيار ژرف و گونهگون بود ؛ نخستين اثر آن اين بود كه با ابقاى طبقهء دهقانان بر همان وظايفى كه پيش از آن داشتند يكى از رشتههاى استوار پيوند تاريخ و فرهنگ ايرانيان از گزند آشفتگىهاى زمان بر كنار ماند و همچنان در درون جامعهء ايرانى سرزنده و بانشاط به رسالت تاريخى خود ادامه داد . دهقانان از طبقات ممتاز ايران بودند . در نظام طبقاتى ايران ، اينان از طبقهء آزادان بهشمار مىرفتند كه پس از طبقهء بزرگان قرار مىگرفتند و آنها هم پس از واسپوهران بودند كه بالاترين طبقات اجتماعى ايران به حساب مىآمدند . به نظر كريستن سن سه عنوان اهل البيوتات و العظماء و الاشراف كه در نوشتههاى عربى دربارهء اين طبقات بهكار رفته ترجمهء همين نامها به ترتيب از بالا به پايين است . و دهقانان جزء همين طبقهء سوم يعنى اشراف بودند « 2 » . در اينجا اين توضيح هم لازم است كه در كتابهاى عربى اين عنوانها هميشه با اين دقّت در جاى خود بهكار نرفتهاند . دهقانان با آنكه در سلسلهء مراتب اجتماعى در مرتبهاى پايينتر از دو طبقهء ديگر بودند ، ولى از نظر نفوذ اجتماعى و پذيرشى كه در بين مردم و نقشى كه در عمران و آبادى كشور داشتند اثرى ژرفتر و پايدارتر از طبقات ديگر در جامعهء ايرانى و در تاريخ ايران از خود گذاشتهاند . و بههمينسبب در دوران اسلامى هم كه طبقات ديگر به تدريج از ميان رفتند ، اينان همچنان باقى ماندند ، و در اين دوران هم مانند دوران سابق دولتها و جامعهء اسلامى را از دانش و تجربهء خود بهرهها رساندند ، و نخستين دولتهاى نيمه مستقل يا مستقل اسلامى ايران را هم آنها پىافكندند ، زيرا اين طبقه از يكسو به زمين وابسته بودند و غالبا در ده و روستا مىزيستند و با كشاورزى و كشاورزان سروكار داشتند ، و از سوى ديگر
--> ( 1 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 356 ( 2 ) - كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، متن فرانسه ، ص 105 .