جهانگير ميرزا
9
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى )
در اوايل ماه رجب 1269 جهانگير ميرزا از ناصر الدين شاه اجازه گرفت كه به زيارت مكهء معظمه و اداى حج عازم شود ، به همين نيت با عدهء زيادى از حجاج عراق و فارس و آذربايجان در دوازدهم شعبان به خوى وارد شد و در اين سفر پسر و زنش نيز با او بودند . جهانگير ميرزا در تبريز ناخوش بود و به همان حال ناخوشى راه خوى پيش گرفت چون به زرآوه منزل اول خوى رسيد به رعاف مبتلى گرديد و آنقدر از بينىاش خون آمد كه به حال غش افتاد و او را به تبريز منتقل كردند ولى معالجه سودى نبخشيد و در رمضان 1269 فوت نمود . نعشش را به قم بردند و در عمارتى كه خود در حياتش ساخته بود به خاك سپردند . « 1 » 2 - تاريخ نو تاريخ نو چنانكه خود مؤلف در مقدمه گفته در حقيقت ذيل تاريخ قاجاريهء عبد الرزاق بيك مفتون دنبلى يعنى كتاب مآثر سلطانى است كه به سال 1240 قمرى ختم شده و اين ذيل كه تاريخ نو باشد از همين سال 1240 ابتدا و به اوايل سال 1267 منتهى مىگردد . « 2 » پس از آن مشتمل است بر وقايع 26 سال و كسرى از سلطنت قاجاريه ( ده سال از سلطنت فتحعلى شاه ، تمام چهارده سال سلطنت محمد شاه و دو سال و اندكى از پادشاهى ناصر الدين شاه ) . اگرچه اين كتاب كه املاى جهانگير ميرزا است از جهت انشاء و سبك نگارش امتياز خاصى ندارد بلكه در غالب موارد جملهها بدون فعل ارتباط و بريدهبريده و پارهاى
--> ( 1 ) . رجوع كنيد به تاريخ تبريز ص 38 - 40 و حقايق الاخبار ناصرى وقايع سال 1269 و روزنامهء وقايع اتفاقيه شمارههاى 116 و 127 . ( 2 ) . اگرچه مؤلف در صفحهء 347 در سطر 17 در ضمن فتنهء حسن خان سالار كه صفحهء آخر كتاب است چنين مىنويسد : « تا حال تحرير كه اواخر شهر ذى الحجة الحرام هزار و دويست و شصت و شش است » ولى چون در سه صفحه قبل ( ص 345 سطر 3 ) نوشته : « در حال تحرير كه اوايل سنهء هزار و دويست و شصت و هفت است » مسلم مىشود كه به انجام رسيدن كتاب در اوايل 1267 بوده چنانكه كلمهء « تاريخ نو » هم به حساب جمل با همان 1267 برابر مىشود وانگهى بين اواخر ذى الحجه 1266 و اوايل سال 1267 چند روز حتى گاهى بيش از يك روز فاصله نمىشود . يا در مورد آخرى مؤلف دچار سهوالقلمى شده يا آنكه قسمت راجع به فتنهء سالار را قبلا املا كرده بوده و بعد به آخر كتاب ملحق ساخته است .