جهانگير ميرزا

14

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مرحوم و قراباغ روانه شدند و ژنرال مده‌دوف از اين‌گونه امورات كه از لشكر ايران ديده جرى شده بىتحاشى وارد بلدهء گنجه شده و اخبارات تصرف قلعه و گريختن نظر على خان و قتل امير خان سردار و حكايت اردوى گنجه را به ژنرال بسقويچ نوشته مستدعى شده بود كه بىتوقف ملحق شوند و ژنرال بسقويچ نيز بعد از شنيدن اين اخبار سرعت در آمدن كرده سه روز قبل از رسيدن اردوى نايب السلطنه به حوالى گنجه وارد گنجه شده بود . ذكر حركت اردوى نايب السلطنهء مرحوم از قلعهء شوشى و رسيدن به حوالى گنجه و واقعاتى كه قبل از مصاف با ژنرال بسقويچ روى داد از گنجه تا قراباغ قريب بيست و پنج فرسنگ راه است و با حركت اردو و لشكر كمتر از شش روز نمىتوان رفت مگر به‌طور ايلغار . شاه مرحوم پانزده فرسخ از گنجه گذشته در دو فرسخى اردوى نايب السلطنه توقف فرموده بودند و به جمع‌آورى لشكرهاى متفرقهء خود اشتغال داشتند و نظر على خان چهار روز بعد از جنگ قلعهء گنجه را خالى كرده بيرون آمده بود و مسلمانان و رعاياى گنجه بالتمام قلعه و شهر را خالى كرده به اردوى شاه مرحوم آمده بودند و شاه مرحوم خبر كشته شدن سردار و برهم خوردگى اردوى گنجه و ورود خود را به ما بين گنجه و قراباغ به عرض نايب السلطنهء مرحوم رسانيده بود و حكايت خالى شدن قلعهء گنجه و بيرون آمدن نظر على خان اصلا معلوم امناى دولت نبود بلكه هرگز احتمال نمىرفت و نوشتجات شاه مرحوم كه پيش از خالى شدن گنجه كه به نايب السلطنه نوشته بود در پيش ميرزا محمد على مستوفى الممالك بود ، به غير از خالى شدن گنجه مشعر بر احوالاتى بود كه مذكور شد . بعد از اين قسمت كه بين دو قلاب گذاشته‌ايم بايد سطر 15 از صفحهء 31 را خواند كه چنين شروع مىشود : « ميرزا محمد على نوشتجات شاه مرحوم را به آصف الدوله داد . . . » از همين محل تا سطر 16 از صفحهء 39 يعنى تا عنوان : « ذكر رسيدن لشكر روس الخ . . . » دنبال هم است . غير از اين دو اصلاح ديگر متن چاپى عيبى ندارد .