قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

530

تاريخ نگارستان ( فارسى )

كه شاه از بيگانگان براى رفتن باروپا گرفته و دنبالهء آن بدوران پادشاهى احمد شاه نيز كشيده شد بحران مالى كشور را بنهايت رسانيده مخصوصا كه بيشتر منابع ثروتى حتى گمركها و عوارض ، زير تفتيش دولت روس و انگليس يا بگرو وامهايى كه بايران داده بودند درآمد براى آنكه زمينه‌اى از اين قبيل وامها بدست آيد قسمتى از آنها در اينجا آورديم : در سال 1318 هجرى 2250000 منات با سود 5 % به مدت 75 سال در مقابل عايدات گمرك شمال و در سال 1320 قمرى صد مليون منات و در سال 1329 هجرى يك مليون و صد و يازده هزار ليرهء انگليسى به مدت 15 سال با سود 7 % از روس و وامهاى ديگرى كه در كتب تواريخ نقل كرده‌اند . قاجاريان از دولت انگليس نيز وامهايى گرفته‌اند كه براى نمونه چند جمله آن را مىنگارم بسال 1329 هجرى صد و بيست و پنج هزار ليرهء انگليسى به مدت 5 سال با سود 5 % در مقابل عايدات گمرك جنوب . و در سالهاى 1330 و 1331 و 1332 ه بدفعات قريب چهارصد و پنجاه هزار ليرهء انگليسى باز در مقابل قسمت ديگرى از عايدات جنوب . غير از آنچه گفته شد دولت ايران وامهاى ديگرى نيز ببانك شاهى و بانك استقراضى روس داشت كه براى احتراز از اطناب ازدياد آن خوددارى شد با مطالبى كه فى الجمله بدانها اشارت رفت اضافه بر آنكه ايران استقلال مالى خود را از دست داد استقلال سياسى و زمينى آنها نيز در خطر افتاد . از سوى ديگر آشوبهاى درونى كشور و سركشى ايلها و عشاير از حكومت مركزى و وجود ملوك الطوايفى در سراسر ايران و بروز جنگهاى جهانى نخستين ( 1908 - 1914 ) و بخش ايران به دو منطقهء نفوذ روس و انگليس و روى كار آمدن دو حكومت يكى در مركز و ديگرى در مغرب بتوسط مهاجرين اوضاع سياسى و اقتصادى ايران را به نظر بدتر مىنمود . اسماعيل آقا سميتقو در آذربايجان ( 1309 ش ) و نايب حسين كاشى و پسرش ما شاء اللّه خان در كاشان و سيد طاها از اشرار لر و كرد ( 1303 ش ) و امير عشاير و امير نصرت و اقبال السلطنهء ماكوئى و كاظم خان قوشچى و سردار رشيد و شيخ خزعل در خوزستان ( 1303 ش ) و ميرزا كوچك خان جنگلى ( 1300 ش ) و سيد جلال چمنى از پيروان كوچك خان ( 1301 ش ) در شمال و مخالفت هريك از ايشان با دولت اساس آرامش را در اين كشور از ميان برده بود و حكومت مركزى يعنى تهران نمىتوانست اوضاع را بهبودى بخشد . شعر : يكى بر سر شاخ بن مىبريد * خداوند بستان نظر كرد و ديد