قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

471

تاريخ نگارستان ( فارسى )

شعر : اى درونت برهنه از تقوى * كز برون جامهء ريا دارى پردهء هفت رنك را بگذار * تو كه در خانه بوريا دارى فتحعلى شاه قاجار را ديوانىست كه حدود سه هزار بيت شعر دارد و در ايران بچاپ رسيده و لقبش خاقان بوده اين مثنوى را كه بشيوهء قصيده در ستايش عمش آقا محمد خان سروده در اينجا مىآورم . شعر : جهان‌آفرين را ستايش سزاست * به پيش چنين شه نيايش رواست چه ذات خدا را شهان مظهراند * ستايشگر ايشان ستايش‌گرند ز دادار جان‌آفرين بيشمار * ستايش بر اين داور كامكار محمد شه آنخسرو سرفراز * كه شد صعوه از عدلش انباز باز شرف ديد از او افسر سرورى * قوى گشت از او دين پيغمبرى برازندهء خلعت سروريست * طرازندهء تخت اسكندريست همانا كه نوشيروان زنده شد * كه بيخ ستم از جهان كنده شد كيومرث تا تاج بر سر نهاد * چنين پادشاهى ز مادر نزاد چو آيد بميدان كين روز جنك * منوچهر چهر است و آرش خدنك سليمان وقار است و قاآن كرم * سكندر شكوه و فريدون خدم كمين چاكر اوست پور پشنك * سياووش هوشست و هوشنك شنك اگر بشنود نامش از اضطراب * شود آب در خاك افراسياب شها تا ابد نام تو زنده باد * بنام تو اين چرخ پاينده باد تو آن پادشاهى كه در روزگار * عديلت نديده است ليل و نهار ز عدل تو ايشاه وز داوريست * كه انباز با باز كبك دريست فريدون جنك‌آور هوشمند * خديو جهان‌گير ضحاك بند اگر برفرازد بر زمت درفش * درفشش شود در عزايش بنفش كمين چاكر درگهت اردشير * برزم تو روبه شود نره‌شير شوى چيره رستم صفت روز جنك * باسفنديار و بپور پشنك شها دور گردون بكام تو باد * فريدون فرخ غلام تو باد زمين پايه بر عرش سائيده است * بعهد تو از بسكه باليده است بود گردش چرخ نيلوفرى * در انگشت بختت چو خاكسترى