قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

468

تاريخ نگارستان ( فارسى )

[ 770 - نبرد محمد على ميرزا با عثمانى . ] 770 من الوقايع محمد على ميرزا كه سرحد كرمانشاه را داشته است شاهزادهء كافى و كاردانى بوده اينكه عباس ميرزا وليعهد شد بمناسبت مادرش بود كه مادر وليعهد مىبايست از ايل قاجار باشد دستگاه چاپ كردن را او بايران آورد و به خوبى حروف آن روز تاكنون حروفى ساخته نشده است . ميرزا بزرك قايم‌مقام وزير او بوده پسر ميرزا محمد حسين وزير لطفعلى خان زند از روسها بيزار بوده ميخواسته راه بايشان ندهد ليك دير شده بود و چاره از دستش رفته . محمد على ميرزا رفتارش با رعيت مانند پدر بود با فرزند . در آذربايجان صاحب منصبان انگليسى و در كرمانشاه صاحب منصبان فرانسوى پرستار سپاه ايران بودند . بسال 1227 كه سوء ادب عثمانى بحاج ايرانى سبب جنك شد در حينى كه آثار فتح ظاهر بود محمد على ميرزا به مرض و با درگذشت . عباس ميرزا بايزيد را به تصرف درآورده بود و مهمات بسيار برده اينجا نيز و با سبب برگشتن بخوى و مرخص كردن عده‌اى شد . ميرزا بزرك فراهانى مذكور بوبا در تبريز درگذشت و ميرزا ابو القاسم فراهانى بجاى او آمد گويند جاى او را نتوانست گرفتن . در روش نگارش بيانى ساده دارد . در سال 1241 پرنس منچيكف براى آگهى جلوس نيكلا به تهران آمد ضمنا مىبايست در تحكيم سرحد قرار بدهد بجاى آنكه چيزى از ممالك مفتوحه رد كند پيشنهاد اتحاد بر عثمانى كرد و از استراباد و خراسان راه خواست كه به خيوه برود و صاحب منصبان روس براى نظام استخدام شوند پذيرفته نشد رنجيده بازگشت . ميرزا اسماعيل انجدانى ميزبان وى بود چنان وانمود ميكرد كه مأمور قتل سفير است كه خبر ايرانرا بروس نبرد و از براى رهايى هزار باجغلى از سفير مىستاند و باز در انزلى جمعى پوستين وارونه پوشيده شمشير بكمر بسته دم روباه بسر زده روى خود را به گل سرخ و سفيد آلوده بر سفير وارد ميشوند و هزار باجغلى ديگر از بدبخت مادر مرده ميستانند باختلاف وجه المصالحه . جهانگير ميرزا در تاريخ خود گفته نايب السلطنه به من گفت سفير روس منچيكف تعهد بازگذاشتن طالش و مغان را تا كنار ساليان و قزل‌آغاج كرده بود و ميگويد چون نايب السلطنه تصميم جنك داشت سفير را با پيشكش مراجعت داد . عباس ميرزا كه حال را چنان ديد پيشدستى كرد . ماكدنالد از هندوستان مأمور ايران شد پس از آغاز جنك رسيد ايران وفاى بعهدنامه را خواست انگليس‌هاى نابكار بهانه كردند كه شما بدون شور وارد جنك شده‌ايد و حال آنكه تهديد ، آغاز از روس بود . عباس ميرزا كنار رود جام را مضرب خيمه‌گاه كرد . بيست هزار پياده و دوازده هزار سواره و بيست و چهار ارادهء توپ داشت پىدرپى فتح ميكرد غافل از آنكه سپاه او محدود است و سپاه دشمن نامحدود . سرانجام مغلوب شد