قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

460

تاريخ نگارستان ( فارسى )

نه‌فرستاد چون ديده شده كه عباس ميرزاى وليعهد از پرنس مترنيخ صدراعظم اتريش ابزار جنگى خواسته بود . [ 762 - فابويه توب‌ساز فرانسوى . ] 762 من اثر الخيانة سعيد نفيسى در تاريخ ايران گويد : كارخانهء توپسازى كه فابويه از افسران فرانسوى هيأت نظامى ژنرال گاردان بدستور فتحعلى شاه در اصفهان دائر كرده بود در آن هنگام اهميت سياسى و نظامى بسيار داشته . روسها ترسيده بودند در جنگهاى آينده اين توپها مانع پيشرفت ايشان شود و انگليسها نيز مىترسيده‌اند كه ايران به تحريك و يارى ناپلئون بهندوستان بتازد . از گزارشهاى فابويه صريحا برمىآيد كه عبد اللّه خان نايب الحكومهء اصفهان پسر حاج محمد حسين خان امين الدولهء اصفهانى حكمران اصفهان ؛ و وزير ماليهء دربار فتحعلى شاه آلت دست انگليسها بودند و پيوسته فابويهء فرانسوى بيچاره را در نزد فتحعلى شاه به بىكفايتى و بىلياقتى نام مىبرده‌اند تا از ارباب خود انگليسها كامياب شوند . هنگامى كه امين الدوله از تهران باصفهان آمده بود فابويه از دست پسرش عبد اللّه سخت تظلم كرده بود كه ماهانهء كارگران توپ‌خانه را نميپردازد و اسباب ساختمان توپ را تلف مىكند لطفى كه امين الدوله بايشان كرد آن بود نوزده خربوزه بوى انعام داده . چون فابويه رسما امين الدوله را تهديد كرد كه اگر به كار وى نپردازد به فتحعلى شاه شخصا شكايت خواهد كرد امين الدوله فى الجمله به كار بوى رسيدگى نمود او نيز توپهايى ساخته بدرخواست فتحعلى شاه به تهران فرستاد . شعر : نه هر آدمىزاده از دد بهست * كه ددزادمى زادهء بد بهست بهست از دد انسان صاحب خرد * نه انسان كه در مردم افتد چو دد [ 763 - سرانجام جنگهاى ايران با روس . ] 763 من المعاهدات سرانجام پس از جنگهايى كه از 1218 هجرى تا 1228 ميان ايران و روس واقع شد دربار تهران از نادانى بانگليس متوسل شد كه ميان روس و ايران صلحى كند و عهدنامه‌اى كه بعهدنامهء گلستان معروفست در ميان ايران و روس در 29 شوال 1228 مطابق 12 اكتبر 1813 امضاء شد . نگارنده يازده فصل آن را بطريق اختصار در اينجا ذكر ميكنم : فصل اول - بعد از اين امور جنك و دشمنى كه تابحال در ميان روس و ايران بود بموجب اين عهدنامه براى هميشگى متروك خواهد بود . فصل دوم - بموجب گفتگوى طرفين هر موضع كه الى قرارداد مصالحة الحاليه بوده است از آن قرار باقى و تمامى الكاى ولايات خوانين‌نشين كه تا حال در تحت تصرف و ضبط هريك از دولتين بوده است كماكان در تحت ضبط و اختيار ايشان بماند ( آنگه گويد )