قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

25

تاريخ نگارستان ( فارسى )

و دراعهء بر گردنش افكنده بمسجدش روانه ساخت و آن عفيفهء طاهره بلوازم خطابت و پيشوائى پرداخت اللّه اللّه مصراع : پيشوا گر اين بود پس واى بر حال شما [ 18 - انقراض دولت بنى اميه . ] 18 من الوقايع آورده‌اند كه دولت بنى اميه بريختن بولى از هم پاشيد بيان اين مقال آنكه مروان الحمار كه آخرين جبابرهء آن فراعنه است چون در كنار آبى در شهور سنهء اثنثين و ثلثين و مأة با لشكر سفاح عباسى مقابل شده در حين تسويهء صفوف از اسب فرود آمده بقضاء حاجت نشست اسبش گريخته در ميان لشكر اوفتاد و مردم را گمان آن شد كه مگر او را كشته‌اند لاجرم لشكرى چنان‌كه در تصور نميگنجيد دست از هم داده و پراكنده و پريشان گشتند مروان حكم كه آنحال مشاهده كرد سراسيمه گشته بر زبان آورد كه اذا تمت المدة لم تنفع العدة و آن در ميان عرب مثل شده ذهبت الدولة ببوله [ 19 - ابو مسلم مروزى با سپاه مروان . ] 19 و منها گويند چون ابو مسلم مروزى قحطبة بن شيث طائى را بدفع مروانيه بعراق عرب و شام فرستاد او با جنود نامعدود متوجه آنصوب گشته بكنار فرات رسيد يزيد بن هبيره كه در آن اوان از قبل مروان والى عراقين بود با لشكر بيشتر بعزم مدافعه در برابر آمده شب بود كه درهم آويختند قحطبه از اسب خطا شده در آب افتاد فى الفور شعلهء حياتش فرونشست آب كه مادهء حيات است او را سبب ممات گشت القصه پيش از آن‌كه مردم به آن اطلاع يابند يزيد بن هبيره را كه بشجاعت مشهور بود بشكستند و لشكرى چنان را مستأصل گردانيدند يفعل الله ما يشآء و يحكم ما يريد چون اين خبر بمروان رسيد گفت غريقى كه لشكر را بشكند ديگر در آن دولت اميد خير نباشد . [ 20 - فرع بنى اميه ، از معاويه تا مروان . ] 20 فرع بنى اميه چهارده نفر بدينموجبست بودند از سگان اميه چهارده * بگرفته‌اند عرصهء آفاق سربسر اول معاويه پسر هند بدخصال * وز بعد او يزيد جفاكار بدگهر آنگه معاويه بد و مروان ز بعد او * عبد الملك وليد و سليمان و پس عمر آنگه يزيد باز هشام است پس وليد * بعد از وليد بود براهيم بدسير مروان بن محمد آنكش لقب حمار * بود آخرين و نيست جز اين چهارده دگر مدت تسلط ايشان نود و يكسال بدينموال معاوية بن ابى سفيان بن حرب بن اميه نوزده سال و سه ماه دوم يزيد سه سال و دو ماه سيم معاوية بن يزيد چهل روز چهارم مروان بن حكم بن عاص بن اميه يكسال و نه ماه پنجم عبد الملك بن مروان بيست و يكسال و يك ماه ششم وليد بن عبد الملك نه سال و هشت ماه هفتم سليمان عبد الملك بن مروان دو سال و هشت ماه هشتم عمر بن عبد العزيز دو سال و پسرش چهار سال نهم هشام بن عبد الملك نوزده سال و هشت ماه دهم وليد بن يزيد بن عبد الملك يكسال و دو ماه يازدهم يزيد بن وليد بن عبد الملك يكسال