قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

429

تاريخ نگارستان ( فارسى )

از بستگانش در آن واقعه كشته شدند چون خبر به گوش صادقخان رسيد به بصره شتافت آنجا را آرام كرد و خود حاكم آنجا شد تا مرك كريمخان در غايت آسودگى بسر برد بعد از مرك كريمخان بصره را رها كرده بايران بازگشت و دولت عثمانى بىجنگى بصره را باز پس گرفت . شعر : ايخداوندان طاق و طمطراق * نعمت دنيا نمىارزد فراق اندك‌اندك خانمان آراستن * پس بيكبار از سرش برخاستن [ 721 - مردم اروپا در زمان كريمخان . ] 721 من النقل گويند از زمان استيلاى افغانان تا اواخر روزگار كريمخان زند مردم اروپا بسيار كم مراوده با ايران داشتند بدين سبب پريشانى كشور و وضع تجارت تناسب نداشته از اينرو سوداگران انگليس تجارتخانهء خود را از بندر عباس بسبب ستمكارى نصير خان لارى حاكم آنجا برداشتند و در بوشهر جاى برگزيدند اما در آنجا نيز هميشه آشوبى كه در تغيير حكومتها روى ميداد در رنج بودند ليك تجارت مردم هلند با ايران و عثمانى روان بود در آغاز روزگار كريمخان پيشآمدى كرد كه اگر دولت هلند روى بزوال نبود در سواحل درياى كشور ايران و تركيه آبرويى پيدا ميكرد و آن چنانست كه بارن‌نيفاسن نام مردى از سوى حكومت هلند در بطاويه بوكالت در بصره مأمور شد حاكم بصره او را بنام آنكه مبلغى گمرك كه حق حكومت است نداده متهم كرده بزندان افكند و تا پنجاه هزار روپيه از نيفاسن نگرفت و سى هزار روپيه از وكيل او و بيست هزار از دلال مال التجاره او را آزاد نكرد . چون بارن‌نيفاسن بكشور خود بازگشت تدبيرى براى گرفتن خارك انديشيد اين جزيرهء خارك تقريبا دوازده ميل در دوازده ميل فراخى دارد و نزديك دهنهء خليج فارس است . خلاصه بارن با دو كشتى شراع كشيده به آسانى جزيرهء مذكور را بدست آورد به اين معنى كه شيخ بندر ريك كه دعوى مالك بودن آن جزيره را ميكرد به او واگذار نمود و بارن در دم قلعهء خردى در آنجا بنياد كرد و نخستين كارش آن بود كه دهنهء رود بصره را با همان دو كشتى گرفت و چند كشتى عثمانى را كه از هندوستان مىآمد نگاهداشت اين كار حاكم بصره را مجبور كرد كه آنچه را كه گرفته بود بازپس دهد . وقتى كه بارن در خارك فرود آمد جمعيت آنجا صد تن ماهيگير بود و پس از يازده سال كه در تصرف مردم هلند شد از دوازده هزار زياده شدند صحت اين واقعه در غايت اشكال است زيرا ناقل آن سرجان‌ملكم انگليسى و امثال او هستند اينان براى آنكه بمردم شرق وانمود كنند كه اقتدار و كياست در كارها دارند دست بساختن چنين داستانها مىزنند .