قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

427

تاريخ نگارستان ( فارسى )

رى برده به خاك سپردند كريمخان بقولى خواهر محمد حسن خان را بزنى بگرفت و كسان او را با خود بشيراز برد و بيشتر شب و روز در شام و نهار آقا محمد خان را ميخواست و مهربانى بسيار مىفرمود . شعر : چنان زندگانى كن اى نيكراى * بوقتى كه اقبال دادت خداى كه سايند از بهرت انگشت دست * گرت بر زمين آيد انگشت پاى [ 717 - رام كردن كريم خان سركشان را . ] 717 من الحوادث بعد از آنكه كريم خان تمام سركشان را رام كرده بود . به كار سلطنت‌رانى مشغول ، فتحعلى خان افشار كه مكرر با دشمنان كريمخان درساخته و ايشان را مدد كرده بود در آذربايجان درفش مخالفت افراشت و در قراچمن كه بمسافتى نزديك در جنوب تبريز است با سپاه كريمخان جنك نموده تاب نياورده فرار كرد و به اروميه گريخته چند ماهى در آنجا محصور شد و چون رهائى نيافت ناگزير از كريمخان امان خواست خان از سوابق ناشايست وى درگذشت ليك چندى بعد از آن بسبب حركات ناهنجار خود كشته شد . گويا پيش از آنكه فتحعلى خان اروميه را از دست بدهد با برخى از امراى كريمخان در نهانى سازش كرده قرار برين نهادند كه او را بكشند كريمخان از راز ايشان آگاه شده همه را بسزا رسانيد و برخى از سركردگان نيز سربرسر اين كار گذاشتند و چون شيخ على خان نيز در اين دسته بود كريمخان او را كور كرد اين شيخ على خان از بستگان كريمخان و يكى از انگيزه‌هاى پيشرفت كريمخان شده بود . شعر : دشمنت خود مباد وگر باشد * ديده بردوخته به تير خدنك سر عصمت بگرز كوفته باد * پيروان اوفتاده در صف جنك [ 718 - مير مهنا و سرانجامش . ] 718 من الشقاوة اعرابى كه در سواحل خليج فارس سكنى داشتند در ايامى كه كريمخان با دشمنان در جنك بود هميشه او را يارى ميكردند از جمله بسيارى از ايشان تا اصفهان با وى بجنگ رفتند اگرچه بسبب ناهمواريهاى ايشان مجبور شد كه در جنك خان قاجار شتاب كند و شكستى نيز كه در آن جنك خورد بيشتر به جهت بد - حركتى ايشان بود با همهء اينها بستگى باعراب را بسود خود ميدانست و هرگز بر ايشان سخت نمىگرفت مگر هنگامى كه از حد تجاوز ميكردند يا آنكه خراج نمىدادند و نوع سياست و عقوبتى نيز كه در اين گونه موارد به اين گونه مردم ميكرد سبب احترام ايشان در حق وى ميشد ليك سركش‌تر و آشوبگرتر از همه مير مهنا حاكم بندر ريك بود تاريخ ملكم گويد : ميرمهنا بسبب راهزنى و نهب و سرقت و قتل و غارت مسافران راه رفت و آمد ميان بوشهر و شيراز را بر مردم بسته بود چون لشكر كريمخان به بندر ريك رسيد تاب نياورده به