قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

423

تاريخ نگارستان ( فارسى )

شديدى بر او عارض شده در 13 صفر 1193 هجرى درگذشته هشتاد سال زندگى كرد و نوزده سال سلطنت بالاستقلال داشت . بواسطهء اختلاف امراى نادان سه روز نعش وى بر جاى ماند سرانجام بسعى زكيخان حكومت بابو الفتح خان قرار گرفته جنازهء كريمخان را دفن كردند . كريم خان را سه پسر بود ابو الفتح خان و محمد على خان و ابراهيم خان . شعر : دانى كه بر نگين سليمان چه نقش بود ؟ * دل بر جهان مبند كه با كس وفا نكرد بسكندر نه ملك ماند و نه مال * بفريدون نه تاج ماند و نه تخت پيش از آن كن حساب خود كه ترا * ديگرى در حساب گيرد سخت كريم خان را در روزگارش شعرا بسيار ستوده و ستايش كرده‌اند از جمله لطفعلى خان آذر بيگدلى در ديوانش بسيار مدح گفته و يكى از قصائدش را در اينجا مىآورم شعر : ايسرو گلندام من اى نخل برومند * وى تلخ كن كام من اى ماه شكرخند ايمرغ دلم فاخته و نخل قدت سرو * وى طاير روحم مگس و شهد لبت قند اى روى تو باغى كه جهان كرده معطر * وى موى تو زاغى كه ز من برده جگربند اى دل ز تو در بند ، چو يوسف ز برادر * وى جان به تو خورشيد چو يعقوب به فرزند اى ديدهء تارم بتماشاى تو روشن * وى خاطر زارم بتمناى تو خرسند هر شب بودم آمدن بوى تو ارمان * هرروز بود آمدنم سوى تو اروند چون گل رخت از تاب مىافروخته تا كى * چون لاله دل از داغ توام سوخته تا چند ؟ شد عمر و شب هجر ترا روز ، نه گوئى * دارد ز درازى بسر زلف تو پيوند آيا بود آن روز كه آئى بسرايم * سايه بسر اندازيم ايسرو برومند ؟ نازان‌تر از ارباب عمايم كه شتابان * هر جمعه خرامند بايوان خداوند داراى عجم مملكت آراى كى و جم * گردن زن بيدادگران دادگر زند قاآن ملك جاه فلك گاه ولى خواه * سلطان كريم اسم و كرم رسم عدوبند اى خسرو ايران سرو سرخيل دليران * در بيشهء شيران توئى امروز ظفرمند آن پردهء هنديست بر ايوان تو كيوان * كاعداى ترا طشت ز بام فلك افكند برجيس ز تنور ضمير تو منور * هم تير ز تدبير دلير تو هنرمند در عيش تو ناهيد يكى چنگى قوال * در جيش تو بهرام يكى ترك صدق‌بند