قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

375

تاريخ نگارستان ( فارسى )

شكست خورده بقندهار فرار كرد بار ديگر بسال 1134 از راه سيستان باصفهان تاختن آورد و در گلون‌آباد چهار فرسنگى اصفهان لشكر سلطان حسين را شكستى فاحش داد و بسبب نرسيدن آذوقه باصفهان مردمش بخشكسالى و نايابى افتادند ناگزير سلطان حسين روز آدينهء دوازدهم محرم سال 1135 هجرى خود بفرح‌آباد پيش محمود رفت و تاج شاهى را بر سر او نهاد و ديگر روز محمود وارد اصفهان شد و بجاى سلطان نالايق صفوى بر تخت شاهى نشست . محمود غلجائى بعد از گرفتن اصفهان گروهى از افغانان را بگرفتن طهماسب فرزند شاه نالايق بقزوين فرستاد و مردم آنجا بسيارى از ايشان را كشتند محمود از اين پيشآمد خشمناك شده دستور داد در روزى معين بسيارى از سركردگان قزلباش و بازماندگان صفوى را بآخرت فرستند و چون در كشتن اسراف ميكرد ، بفرجام اشرف پسر مير عبد اللّه بانتقام خون پدر خويش محمود را بسال 1137 بكشت و اشرف بجاى او بسلطنت نشست . در روزگار او شهرستانهاى ساحلى درياى خزر در تصرف روسيان درآمد و عثمانيان تا اصفهان پيش آمدند با آنكه اشرف چيره شد بيشتر شهرستانهاى غربى ايران در تصرف عثمانيان درآمد اشرف پيوسته از طرف طهماسب فرزند سلطان حسين بىآسايش بود . شعر : كلاه دولت و صولت به زور بازو نيست * بهفت ساله دهد بخت و دولت از هفتاد بخدمتش سر طاعت نهند خرد و بزرك * در آن قبيله كه خردى شود بزرك نهاد قمر فروشد و صبح دوم جهان بگرفت * حباب او بسرآمد دوام عمر تو باد [ 631 - بشاهى نشستن طهماسب . ] 631 من سوء العاقبة طهماسب چون شنيد پدرش سلطان حسين تسليم افغانان شده در قزوين خود را شاه خواند و لشكرى فراهم كرده فتعليخان رئيس ايل قاجار از او حمايت كرد ؛ طهماسب تا مشهد را به تصرف خود درآورده چون طهماسب در مشهد آوازهء دلاورى نادر قلى را كه جوانى دلاور و از ايل افشار بود و دو هزار سوار در اختيار خود داشت شنيد از او يارى خواست او موافقت كرد و گويا بتحريكات نادر قلى فتحعلى خان رئيس ايل قاجار كشته شد و نادر سپهسالار لشكر طهماسب شد . اشرف افغان براى سركوبى نادر از اصفهان به تهران و دامغان در حركت آمد و در مهماندوست دامغان جنگى سخت واقع شده لشكر اشرف مغلوب شد ناگزير باصفهان بازگشت و سلطان حسين را با بسيارى از مردم اصفهان بسال 1140 ه بكشت و با غنائم فراوانى در مورچه‌خوار با نادر دوباره جنگيد و شكستى فاحش خورده بشيراز گريخت