قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

367

تاريخ نگارستان ( فارسى )

[ 615 - پيشگويى مظفر منجم . ] 615 ايضا در سنهء نهصد و هشتاد و پنج هجرى در خانهء دهم طالع فصل خزان مقارن عطارد شد . در برج سنبله اينجانب با آنكه آنوقت پانزده ساله بودم باهل خراسان گفتم كه يكى از ذوات الاذناب ظاهر مىشود قضا را در اواخر شعبان همانسال ذوذنبهء در مغرب ظهور نمود بنحويكه مردم از عظمت آن بخوف و هراس آمدند و قريب پنجاه شبانروز برداشت و در شب سيزدهم رمضان اسماعيل ميرزا كه بجاى شاه جنت‌آرامگاه شاه طماسب بر مسند شاهى متمكن بود بعالم بقا ارتحال نمود و تخت و تاج را بشاه سلطانمحمد برادر خود واگذاشت و او بسبب عجزى كه داشت ضبط ممالك و عساكر نتوانست نمود تا آنكه انواع خرابى بمملكت رسيد و رعايا پريشان شدند و چند سال هم قحط و غلا روى نمود و ياغيان از هر طرف سر برآورده آذربايجان به تصرف روم و خراسان به تصرف اوزبك درآمد و مدت دوازده سال كه زمان سلطنت او بود مردم به اين بليات مبتلا بودند تا آنكه رايات كلب آستان على ابو المظفر شاه عباس الصفوى از ناحيهء خراسان طلوع نمود و تا سرحد مغرب برفت و اعداء دين و دولت را دفع نموده مملكت موروثى با زور بدست آورد و قلع و قمع اشرار و تربيت ابرار نموده جهانرا بعدل و داد بياراست چنان كه دولت و آبادانى مملكت و فراغت مترددين و رعايا بنوعىست كه ما فوق آن متصور نبوده و چون اين معنى در تمام ربع مسكون منتشر است تفصيل آن تحصيل حاصل است ايزد تعالى اين دولت را پاينده دارد . شعر : حكيمى دعا كرد بر كيقباد * كه در پادشاهى زوالت مباد بزرگى در اين خرده بر وى گرفت * كه دانا نگويد محال اى شگفت چنين گفت فرزانهء هوشمنند * كه دانا نگويد سخن ناپسند مر او را به عمر ابد خواستم * بتوفيق خيرش مدد خواستم [ 616 - ذوذوابه در برج عقرب . ] 616 ايضا در سنهء هزار و بيست و هفت هجرى چنان اتفاق افتاد كه مريخ و شمس و عطارد در بيت عاشر طالع استقبال مقدم واقع شدند در برج حوت و قمر در مقابل ايشان بسبب اين دلائل اين حقير در اين احكام تقاويم ايراد نمودم كه در اين سال يمكن يكى از ذوات الاذناب ظاهر گردد و همين مضمون را در وقت فرصت بعرض پادشاه ظل اللّه رسانيدم تا در صبح دوشنبهء هشتم ذى الحجه بسال مذكور در جهت مشرق ذوذوابهء در وسط برج عقرب ظاهر شد و قريب چهل روز بداشت حسب الامر احكامى بر اين علامت نوشتم بر اين نهج دلالت دارد و اللّه اعلم بر شر و فتنه و قتل و فرو رفتن اعاظم و اشراف و غارت و تاراج و خروج خوارج و لشكريان بيگانه خصوصا در