قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
361
تاريخ نگارستان ( فارسى )
تذييل تاريخ نگارستان [ 603 - سرسلسلهء صفويان « 1 » . ] 603 من الوقايع سر سلسلهء شاهان صفويه شاه اسماعيل از دودمان شيخ صفى الدين اردبيلىست كه از پيشوايان صوفيهء نعمت اللهى بود و خود را از فرزندان امام موسى كاظم مىدانست . صفى الدين در 735 درگذشت و اولادانش جانشين او شده بارشاد صوفيان مىپرداختهاند . شيخ حيدر يكى از فرزندانش پاى از دائرهء ارشاد و درويشى فراز نهاد و بداعيهء پادشاهى برخاست زيرا او خواهرزادهء امير حسن بهادر و سروسامان امارت و ارشاد را هم دارا بود گويند كلاهى از ماهوت سرخ دوازده ترك بر سر مىنهاد و پيروانش نيز همان نوع كلاه بر سر مىنهادند و از اينروى معروف به قزلباش شدند . امير حسن پس از آنكه ابو سعيد گوركان را شكست داد و بر جهانشاه تركمان قره قويونلو غالب شد و آذربايجان و عراق عرب و عجم را از دست او ربود ، دختر خويش حليمهء آغابيگى را بسلطان حيدر بزمى داد سلطان حيدر در جنگى كه با شروانشاه در آذربايجان كرد كشته شد و يعقوب بيك پسر ازون حسن فرزندان او را كه على و ابراهيم و اسماعيل باشند در قلعهء اصطخر فارس بزندان افكند . ليك پس از چندى در نتيجهء پيشآمدهائيكه ميان سران آققويونلو درگرفته بود اين سه برادر بدستور رستم بيك رهايى يافتند و بآذربايجان رفتند و على كه برادر كلانتر ايشان بود بهواى رياست و خوانخواهى پدر برخاست و با شروانيان زد و خوردى كرد اما كارى از پيش نبرد . شعر : چو دولت نباشد سپهر بلند * نيايد بمردانگى در كمند ناگزير با برادران بساط ارشاد را تجديد كرد ليك به زودى رستم بيك از او بيمناك شده او و برادرانش را باردو خواست على و برادرانش باردبيل گريختند و بمخالفت برخاستند و بمقاومت لشكر آراستند سرانجام على بدست مخالفانش كشته شد و ابراهيم و اسماعيل با دويست تن از مريدان خود
--> ( 1 ) - از اول تاريخ صفويه تا انجام كتاب بقلم مصحح آقاى مرتضى گيلانى است .