قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

254

تاريخ نگارستان ( فارسى )

نميكرد چنان كه گفته‌اند . نظم : در زاويهء قائمه بنشست عمودش * آنسان كه يكى تير نشيند بوتر بر امرا و اعيان از اين حركت كه بر اولاد و ازواج ايشان ابقا نميكرد و بغايت آزرده گشته حكايت ( جاو ) علاوهء آن شد توضيح اين كلام آنكه بواسطهء افراط در كرم خزانه از وجود درم و دينار خالى گرديد مع هذا وزير مبلغى خطير از تجار و اهل بازار مساعده ستانده خرج سركار خان حاتم آثار نموده بود بيت : ببخشش كف او ساعتى وفا نكند * اگر ستاره‌ها درم و ضاربش فلك باشد اما حكما گفته‌اند خرج باندازهء خزينه كنيد بالضروره اصحاب ديوان صلاح در آن ديدند كه بطريق خطا جاو روان سازند و جاو عبارتست از كاغذ پارهء كه هر طرف آن به خط عجمى و خطائى عباراتى رقم نموده بودند و يكى از ظرفا در آن باب املا نموده بيت : جاو اگر در جهان روانگردد * رونق ملك جاودانگردد حاصل اينمعنى منشأ اين ويرانى ملك گشته تجارو آيند و روند و ابواب آمدوشد مسدود گردانيدند توانگران از خان‌ومان هجرت كردند و رسيد به دو آنچه رسيد بيت : وزيرى چنان پادشاهى چنين * جهان چون نيايد به زير نكين [ 452 - كوتاه كردن بايدو خان دست صدر جهان را ] 452 و منها چون كيخاتو خان در سنهء 694 اربع و تسعين و ستمأة درگذشت به قصد امرا بايدو خان بن طراقاى بن هلاكو خان به حكومت نشست و دست صدر جهانرا از كارها كوتاه كرد و بضابطى روم مأمور گردانيد و وزارت بكمال الدين دستجردانى داد و صدر جهان را از آن مهم ننك آمده ببهانهء خود را بگيلان انداخت و از راه دار المرز بخراسان رفته بملازمت غازان بن ارغون پيوست و او را بر مخالفت بايدو خان تحريص نمود القصه بسعى و اهتمام بىپايان امير نوروز و صدر جهان بايدو خان مغلوب گشته در آخر ذيحجهء اينسال غازان بسلطنت رسيد بعد از انقضاى ايامى چند مفسدان نسبت بخان كفرانى بخاطر آورده گرفتار گشتند و بنابر اغواى زمرهء بدگويان صدر جهان نيز متهم گشته محبوس گرديد و او را بمحصلان غلاظ و شداد سپرده خواستند او را از پاى درآوردند و از وى منقولست گفت در خلال آن سر ببالين نوميدى نهاده در عالم رؤيا چنان مشاهده كردم كه محصلان روز جمعه مرا در ميان بيشه بسياستگاه بردند ناگاه شخصى نورانى با شمعى افروخته پيدا شد و مرا از دست ايشان رها گردانيده گفت هرجا كه ميخواهى برو صباح از اين خواب متأمل گشته در دغدغهء روز موعود بودم قضا را در همانروز جمعه آنجماعت مرا بر استر سوار كرده ببيشه بردند و در موقف سياست داشته ليك چون از من نيكوئى بسيار ديده بودند در