قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
250
تاريخ نگارستان ( فارسى )
[ 444 - رفتن شاپور بروم . ] 444 و منها گويند شاپور ذو الاكتاف را نيز هواى تماشاى روم در سر افتاده بدانجا شتافت و هنگام ميهمانى عام قيصر طبقيكه مصور به صورت وى بود پيش يكى از اعيان نهاده چون آنكس را نظر بر چهرهء شاپور افتاد روى او را بمثابهء طبق يافته ويرا گرفته نزد قيصر برد بعد از شرايط تجسس صورت حال مكشوف گشت . مصراع : به صورت عجبى سر كار ظاهر شد . او را در چرم گاو گرفته قيصر با لشكرى از مور و ملخ بيشتر بايران آمده و اكثر آن ممالك را ويران ساخته در آخر شب عيدى كه مستحفظان او از كيفيت شراب ناب در خواب بودند يكى از اسيران ايران او را از آن قيد خلاص كرده بعقيده مؤلف گزيده خود را بقزوين رسانيد و در آنجا لشكر اطراف بذو اللاكتاف پيوسته با قيصر محاربه نمود و او را گرفته مقيد ساخت بعد از مدتى كه در بند بود خلاص شد مقرر بر آنكه روميان هر خرابى كه در ايران كردهاند اصلاح كنند بنابراين ايشان معماران از روم آورده آنمحال خراب را به حال اول درآوردند در تاريخ طبرى تحرير يافته است كه بعد از آنكه شاپور مدعاى خود از قيصر حاصل كرد در وقت رخصت داغ عبوديت بر جبين او نهاده دستور بازگشت داد [ 445 - به تخت نشستن غول بن هلاكو . ] 445 و منها بعد از افناى اباقا خان بسعى و اهتمام صاحبديوان قباى دارائى بر قامت غول بن هلاكو راست آمده بنا از مشكوة ذاتش زبانه زده چهرهء دولت خانى را بپرتو قبول مسلمانى بياراست و مسمى باحمد خان گرديد برادرزادهء وى ارغون بن اباقا كه در آنوقت در خراسان فرمانفرما بود و در امر سلطنت مناقشه نموده لواى خلافت برافراخت بنابرآن احمد خان به خراسان رفت چون ارغون در سرپنجهء قهرمان او زبون بود تاب مقاومت نياورده بقلعهء كلات كه از امهات قلاع خراسانست پناه برد خان التياق را كه بمزيد تقرب و اقتدار از همگنان طاق بود نزد او فرستاده ويرا باستمالت بيرون آورد و چون بملازمت خان رسيد عم او را در كنار گرفته بپرسش گرمگرم ازالهء غبار غميكه بر حوالى خاطرش نشسته بود فرمود و تنها خرگاهى جهت او نصب نموده او را بالتياق سپرد مقرر بر آنكه وى بعد از چند روز ديگر او را به مجلس عدم رساند . نظم : زمانه از آنكس تبرا كند * كه او كار امروز فردا كند الوقت سيف قاطع نظم : وقت را گفتهاند تيغ بران * كه بود بىتوقفى گذران هركجا تير بگذرد چون تيغ * وانگردد بواىواى دريغ گرچه باشد گذشتنش نفسى * ليك تأثير او قويست بسى از ابو مسلم مروزى پرسيدند كه از چه چيز بدين مرتبه رسيدى گفت مدت العمر كار امروز را بفردا نينداختم لاجرم ساختم آنچه خواستم و خان از اشتياق يكى از خواتين عنان