قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
238
تاريخ نگارستان ( فارسى )
نصارى را اعزاز و اكرام نموده در تحقير اهل اسلام مبالغهء تمام نمودى خاقانى : فلك كجروتر است از خط ترسا * مرا دارد مسلسل راهبآسا يكى از معاريف رهبانان ايشان كه نزد خان عاليشأن بود در باب قتل اهل اسلام اتفاق كرده قصدها مىانديشيد و ميخواست كه در ملت اسلام شكستى آورد گاه بخان ميگفت اهل ايمانرا از تيغ انتقام ميبايد گذرانيد خان اينمعنى را بنابر كثرت اهل اسلام بسمع رضا نمىشنود آخر بخاطر نامبارك آن ميشوم رسيد كه بواسطهء انقطاع توالد و تناسل اهل ايمانرا خنثى گردانند اين تدبير موافق مزاج كيوك خان افتاده در اين باب يرليغى بقدغن هرچه تمامتر مرقوم و در روزيكه تمامى رهبانان و كشيشان و امرا و نوئينان در ديوان خاص حاضر بودند آن بدبخت يرليغ مذكور را بآل تمغا رسانيده بمسرتى تمام بدست گرفته از آنجا بيرون آمد و اراده داشت كه كسان به جهت اجراى فرمان بايران و توران فرستد كه بيكبار غيرت الهى بظهور آمده سگى در وى آويخته اولا مكوب معلول آنمخذول را پاره كرد بعد چنگال در خصتين آن سر حلقهء ارباب نكال زده هردو را بكند . بيت خار هر كيد كه بدخواه به راه تو نهاد * خنجرى گشت كه جز بر جگر وى نخيلد [ 428 - دستور قتلعام دادن ايدى قورت . ] 428 و منها ايدى قورت پادشاه قوم ايغور كه كافرى بود بغايت غيور و زمان منكوقاآن بن توليخان در حق مسلمانان قصدى انديشيده ميخواست در پيش باليغ در روز جمعه در حين انعقاد نماز جمعه قتلعام كند اعجاز اسلام بظهور رسيده قضا را يكى از مردم او مسلمان شده قاآن را از انديشه آن ستمپيشه خبردار گردانيد قاآن جمعيرا بر سر او فرستاده او را بگرفت و هم بوقت نماز موعود او را برسوائى تمام بكشت نظم : شرانديش هم در سر شر شود * چو كژدم كه تا خانه كمتر شود [ 429 - داستان ايليغى بانو . ] 429 من نتايج الحسد آوردهاند كه بعد از منكوقاآن و بعد از كيوك خان به چهار سال ايليغى بانوى پسر جوجى كه مقدم آن دودمان بوده در فصل ربيع الاول ستهء 648 ثمان و اربعين و ستمأة موافق تنگوزئيل در صحراى قرقوم بر سرير حكومت نشسته لاجرم برادران خود قبلا و هلاكو را بعزم كشورستانى بشرق و غرب فرستاد و قبلا بر ممالك ختا علم برافراشته آنمملكت را بواجبى در ضبط آورد و قاآن در شهور سنهء 655 خمس و خمسين و ستمأة بمرد قبلا از يورش سكاين مراجعت نمود و در شهور سنهء 658 ثمان و خمسين و ستمأة مطابق پيچىئيل در شهر خانباليغ بر سرير سلطنت جلوس فرموده وزارت خود به دو شخص مختلف الملة كه از آن جمله يكى امير احمد بناكتى و ديگرى كار سبحان ختائى بود تفويض